|
پس از 56 سال، خودم را پيدا نكردهام
گفتوگو با سعدي افشار، بازيگر مطرح نقش سياه تخت حوضي چهارشنبه 25 بهمن 1385 ساعت 1:03:00 PM تعداد بازدید: 42
| ||||
پيمان شيخي: سعدي افشار يكي از مهمترين بازيگران نقش تخت حوضي است كه با حدود 80 سال سن هر چند جسته و گريخته ولي همچنان به فعاليت خود ادامه ميدهد. او از سياه بازان هم نسل مهدي مصري، سيدحسين يوسفي، ذبيحالله ماهري و... است كه طي دهه 30 سردمداران تئاتر تخت حوضي و پرطرفدارترين هنرمندان تئاترهاي لالهزار بودند. سعدي افشار با وجود اين كه از تحصيلات آكادميك برخوردار نيست. در تئاتر تخت حوضي در مرحله و رتبهاي قرار دارد كه هنرمندان سرشناس تئاتر دنيا با نام او آشنا هستند. گفتوگوي حاضر با سعدي افشار، سال گذشته در هنگام اجراي نمايش"احمد در بارگاه احمد" كه براساس رمان"شاهزاده و گدا" براي چندمين بار در تئاتر پارس روي صحنه ميرفت، انجام شد. از چه سالي و چگونه فعاليت هنري خودتان را در عرصه تئاتر شروع كرديد؟ من از سال 1329 و در سن 14 يا 15 سالگي كار تئاتر را شروع كردم و تا الان حدود 56 سال است كه در اين زمينه فعاليت دارم. در آن زمان در عروسيها روي حوض منازل را با تختههاي چوب ميپوشاندند و روي آن نمايش تخت حوضي اجرا ميكردند. در يكي از اين عروسيها از يكي از سياه بازها نمايشي را ديدم كه مرا نسبت به اين هنر علاقهمند كرد، همين علاقه باعث شد تا بعضي اوقات براي هم سن و سالها و هم محليهايم شبه نمايشهايي اجرا كنم كه اتفاقاً مورد توجه آنها قرار ميگرفت و ميخنديدند. وقتي خنده و شادي آنها را ديدم تشويق شدم تا اين كار را ادامه دهم و تا الان هم ادامه پيدا كرده است. علاوه بر تشويق مردم چه عاملي باعث شد تا سختيهاي زياد اين هنر را تحمل كنيد و به فعاليتان ادامه دهيد؟ عشق و علاقهاي كه نسبت به هنر بازيگري داشتم باعث شد تا سختيها و مشكلات اين كار را تحمل كنم. تمام هنرمندان به دليل علاقهاي كه نسبت به هنرشان داشتهاند وارد اين كار شدهاند، منتهي عدهاي كه هنرمندان صاحب نام هستند به هنرستان هنرپيشهگي رفتند و اين عشق و علاقه را پرورش دادند، اما اين امكان براي امثال من فراهم نبود. البته سياه بازي بر پايه بداههگويي است و خودجوش و تجربي است؛ يعني بايد به طور حتم در ذات آن هنرمند چنين چيزي وجود داشته باشد تا بتواند بداههگويي كند كه به لطف خدا اين موهبت در وجود من بود و آرام آرام به جايي رسيدم كه با هنرمندان بزرگ و حرفهاي تئاتر تخت حوضي و سياه بازي كار كردم، البته بايد بگويم كه پس از گذشت حدود 56 سال فعاليت در اين زمينه هنوز خودم را پيدا نكردهام، چرا كه هنري است بيحد و مرز و بسيار مشكل. البته اين بدان معني نيست كه كار ساير هنرمندان مشكل نيست، بلكه هنرمندان صاحب نام و تحصيل كرده نيز بسيار كارشان مشكل است و به صورت علمي به اين هنر ميپردازند، كار ما نيز پيچيدگي زيادي دارد. ظاهراً در آن زمان حضور سياه بازها در مجالس عروسي براي خانوادهها داراي اهميت زيادي بوده است؟ بله، البته از بين سياه بازهايي كه در آن زمان فعاليت داشتند سياه بازهايي مثل مرحوم مهدي مصري، ذبيحالله ماهري، سيدحسين يوسفي و رضا عربزاده وجود داشتند كه واقعاً براي آنها سر و دست ميشكستند و خيلي از مردم عروسيهاشان را به تعويق ميانداختند تا يكي از اين هنرمندان وقت داشته باشد كه در مجلس عروسي آنها شركت كند و موجب شكوه مجلس آنها شود. در حال حاضر از اين هنرمندان كسي در قيد حيات است؟ هر يك از اين هنرمندان به مرور زمان به رحمت خدا رفتند و آخرين آنها رضا عربزاده بود كه حدود دو سال قبل فوت كرد. بايد بگويم كه تك تك اين افراد پشتوانه كار ما و سروران و پيشكسوتان من بودند و كار كردن با اين افراد موجب شد كه تجربيات زيادي در اين عرصه به دست آورم. وضعيت تئاتر لالهزار را نسبت به گذشته چگونه ارزيابي ميكنيد؟ تئاتر لالهزار از دست رفته است تا جايي كه حتي نميتوانم بگويم كه به عقب بازگشته كه اي كاش حداقل به عقب برميگشت تا فقط افسوس پيشرفت نكردن آن را ميخورديم. دليل اين سير نزولي چيست؟ متأسفانه نگاه خوبي به تئاتر لالهزار وجود ندارد. همچنين زماني لالهزار در قلب شهر تهران قرار داشت، در حالي كه الان ميدان ونك به بالا، قلب شهر تهران شده است و جمعيت تهران از يك ميليون نفر آن زمان به چهارده، پانزده ميليون نفر افزايش يافته است. در آن زمان اگر يك خارجي به ايران ميآمد به او توصيه ميكردند كه ابتدا از لالهزار و استامبول ديدن كند و اين يكي از دلايل رشد تئاتر در لالهزار بود. اكثر هنرپيشههاي بزرگ سينما نيز فعاليت خود را از لالهزار شروع كردند، اما متأسفانه آرام آرام تئاتر لالهزار به آتراكسيون مبدل شد و اين هنرمندان از لالهزار كنار كشيدند و با به وجود آمدن سينما جذب به آن شدند و موفق نيز شدند. در آن زمان تئاترهاي لالهزار مديريتهاي خوبي داشت و هر كسي به آساني نميتوانست به تئاتر راه پيدا كند. به ياد دارم كه در جامعه باربد، هنرمندان با داشتن مدرك ديپلم طي شش ماه و توسط موسيو هاواك و مرحوم مهرتاش به صورت رايگان دوره بازيگري، موسيقي و آواز ميديدند كه البته به عنوان تئاتر ملي و براي دل خودشان كار ميكردند. افرادي مثل مرحوم حالتي نيز داستانهاي تاريخي را به نمايشنامه تبديل ميكرد و به صورت نمايش اجرا ميكرد. چرا با ساير تالارهاي نمايش تهران همكاري نميكنيد و فعاليت خودتان را در تئاتر لالهزار متمركز كردهايد؟ من تقريباً با تمام تالارهاي نمايشي كار كردهام ولو براي يك بار، اما نكته اصلي اين جاست كه هنرمندان قديمي كه در عرصه تئاتر فعاليت داشتند، در قيد حيات نيستند و از من به تنهايي كاري ساخته نيست. الان به شيوه علمي به تئاتر ميپردازند، يعني يك متن را ميگيرند و سه يا چهار ماه تمريناش ميكنند و بعد آن را اجرا ميكنند، در حالي كه گونه تئاتري كه من در آن فعاليت دارم بر بداههگويي استوار است. حدوداً سه سال قبل اعلام كرديد كه با صحنه تئاتر خداحافظي كردهايد. چه چيزي باعث شد كه اين تصميم را بگيريد؟ وقتي در نمايش"سعدي هملت ميشود" به كارگرداني محمود عزيزي بازي ميكردم، يك شب پس از پايان نمايش از نحوه اجراي آن شب ناراحت بودم و حال خوبي نداشتم، در اين حين نيز مصاحبه تلويزيوني با من شد، در حين مصاحبه گفتم وقتي نقش سياه را بازيگر زن بازي كند، ديگر جاي ما نيست، اتفاقاً در آن زمان اگر اشتباه نكنم بنفشه توانايي چنين نقشي را بازي كرده بود كه آن را بسيار خوب هم بازي كرد. در حقيقت منظور من از اين حرف دو، سه بازيگر زن بود كه در تئاتر لالهزار نقش سياه بازي كرده بودند. در گذشته تئاتر لالهزار حرمت و عزتي داشت تا جايي كه افرادي كه با تئاتر تخت حوضي ميانه خوبي هم نداشتند براي ديدن نمايشهاي مرحوم مهدي مصري به تئاتر شاهين كه در خيابان مولوي قرار داشت، ميرفتند تا جايي كه در شب عروسي پسر تفكري در تئاتر فردوسي كه يكي از مدرنترين تئاترهاي آن روزگار بود از مرحوم سيدحسين يوسفي، گرجي، ذبيحالله ماهري و... براي اجراي نمايش"بيژن و منيژه" دعوت ميشود و اتفاقاً به قدري اين نمايش خوب اجرا ميشود كه در آن جا هنرمنداني مثل تفكري كه تئاتر علمي كار ميكردند قبول ميكنند كه هنرمندان تخت حوضي نيز دست كمي از آنها ندارند و هنر بداههگويي نيز كار بسيار مشكلي است. پس از آن مهدي مصري به عنوان اولين سياه در تئاتر فردوسي برنامه اجرا كرد كه با استقبال بيسابقه مردم مواجه ميشد، چرا كه تا آن زمان سياه بازي در تئاترهاي لالهزار را نديده بودند و برايشان خيلي جذاب بود. شما از چه زماني به تئاتر لالهزار راه پيدا كرديد؟ پس از مهدي مصري، مرحوم سيدحسين يوسفي به لالهزار راه پيدا كرد و پس از او من به همراه گروه خوبي متشكل از مهدي سنايي، خانم مژگان، حسن شمشاد، محمود نظري، محمد دبير، علي اژدري و طيب كارلو به تئاتر نصر آمديم و با برنامه"بلورهاي چشم نو" فعاليتمان را آغاز كرديم و ماندگار شديم. سالنهاي تئاتري كه در لالهزار وجود داشتند يكي پس از ديگري تخريب و تعطيل شدند، اكنون تئاترهاي نصر و پارس همچنان در لالهزار پا برجا هستند كه البته چند سال است تئاتر نصر نيز تعطيل شده است، نظرتان در مورد اين موضوع چيست؟ واقعيت اين است كه دليل تعطيلي تئاتر نصر را نميدانم و هنوز هم دليلي براي آن پيدا نكردهام، هر كسي نيز يك دليل براي تعطيلي اين تئاتر بيان ميكند. به هر حال تعطيلي اين تئاتر بسيار ناراحت كننده است و اين را نيز ميدانم كه حداقل 10 يا 20 نفر كه در اين تئاتر مشغول فعاليت بودند كه با افراد خانوادههايشان حدود 50 يا 60 نفر ميشدند كه با وجود ركود دوران طلايي تئاتر لالهزار، باز هم از اين تئاتر امرار معاش ميكردند و با بسته شدن آن كسب روزي آنها نيز قطع شد. اميدوارم تئاتر تخت حوضي به فراموشي سپرده نشود و زحمات هنرمنداني كه در اين زمينه فعاليت كردهاند به هدر نرود. | ||||
+ نوشته شده در چهارشنبه 25 بهمن1385ساعت 20:10  توسط پیمان شیخی
|

