تبليغاتX
paymanshaikhi - نشست مطبوعاتي نمايش”شكم نهنگ”

paymanshaikhi

موسیقی و تئاتر

نشست مطبوعاتي نمايش”شكم نهنگ” برگزار شد
شنبه 8 بهمن 1384  ساعت 3:03:00 PM      تعداد بازدید: 55
ايران تئاتر -  سرویس خبر 0 نظر نسخه‌ی چاپ

پيمان شيخي:
نشست مطبوعاتي نمايش”شكم نهنگ” نوشته و كار كريستينا كاستريو از سوئيس كه هفتمين و هشتمين روز برگزاي بيست‌وچهارمين جشنواره بين‌المللي تئاتر فجر در سالن سايه مجموعه تئاترشهر اجرا شد، امروز صبح برگزار شد.
به گزارش سايت ايران تئاتر، كريستينا كاستريو در ابتداي نشست گفت:«گروه تئاتر ما”تئاتر ريشه‌اي” نام دارد و 25 سال قبل در جنوب كشور سوئيس كه مردم آن ايتاليايي زبان هستند، به وجود آمد. در سوئيس چهار زبان مختلف با چهار فرهنگ گوناگون وجود دارد. البته من متولد آرژانتين هستم و فعاليتم را در آمريكاي لاتين و آرژانتين آغاز كردم اما به دليل اين كه مرا از آرژانتين اخراج كردند، مجبور شدم كشورهاي ديگر را براي زندگي انتخاب كنم. وقتي به جنوب سوئيس آمدم كمپاني تئاتري‌ام را تاسيس كردم. فعاليت تئاتري ما از دو بخش اصلي تشكيل شده كه به يكديگر وابسته هستند. بخش اول بخش آموزش بازيگري است كه علاقه‌مندان در آن حضور دارند و بخش دوم توليد و به وجود آوردن تئاتر است. مهم‌ترين چيزي كه اين دو مورد را به يكديگر ربط مي‌دهد، مسئله تحقيق و پژوهش است. در مورد تحقيق و پژوهش بايد بگويم كه اين كار به منظور اين انجام مي‌شود كه نمايش‌هاي ما همگي دست پرورده خودمان هستند و بازيگران آن افراد تحت تعليم ما هستند و انتخابي نيستند.»
كارگردان نمايش”شكم نهنگ” در مورد متن نمايش گفت:«معمولاً متن نمايش آخرين مرحله از نمايش است چرا كه در ابتداي امر مسائل ديگري مهم هستند. اولين مرحله مطالعه و پژوهش در رابطه با كاري است كه انجام مي‌دهيم كه گاهاً مي‌تواند خيلي طولاني مدت باشد. در اين بخش گاهي براي هر كار يك و يا يك سال و نيم به تحقيق مي‌پردازيم و زماني كه متن را در اختيار بازيگران قرار مي‌دهيم، هنوز كامل نشده است.»
وي در مورد حوزه‌هاي مطالعه براي اين نمايش گفت:«مطالعه ما همواره به صورت عملي صورت مي‌گيرد و در رابطه با بدن است و آموزشي كه ما به ديگران مي‌دهيم دو ستون اصلي دارد، در حقيقت بدن زبان اصلي است. البته حركاتي نيست كه ما هر روز انجام مي‌دهيم. غالباً در تئاتر كارهاي معمولي روزمره صورت مي‌گيرد اما من زبان ويژه‌اي براي بدن دارم به همين دليل براي به وجود آوردن آن به زمان زيادي نياز داريم. بخش دوم كه از اهميت زيادي برخوردار است در رابطه با وجود بازيگر و ياد گيري‌هايي است كه در ذات او وجود دارد، بنابراين گويا بودن يك بازيگر در حقيقت ميزان توانايي او را نشان مي‌دهد كه با استفاده از بدن خود آن را نشان مي‌دهد و در هر نمايش ما اين مسئله را به خوبي نشان مي‌دهيم چرا كه تمام نمايش‌هاي ما با يكديگر متفاوت هستند.»
خورشيدباختري در ادامه جلسه از كارگردان سوئيسي پرسيد كه با چه سيري در تمرين به نمايش مي‌رسند؟
كارگردان نمايش”شكم نهنگ” در پاسخ به اين پرسش گفت:«من فقط با بازيگراني كار مي‌كنم كه به آن‌ها آموزش داده باشم و اين براي من نقطه اصلي كار محسوب مي‌شود. همه بازيگران آموزش بدن ديده‌اند بنابراين مرحله تحقيق و پژوهش ما كار بسيار ساده‌اي بود. در آن كار كه براي اولين بار اجرا شد، فقط با بازيگران مرد كار كردم. نقطه بعدي نمايش نشان دادن خشونت بود كه قصد داشتم در اين نمايش آن را نشان دهم، طي كار نيز سعي كردم كه به آن‌ها پيشنهاداتي در مورد تمرينات بدن بدهم و باقي كار براساس نوآوري و بدن بازيگران شكل گرفته و اتود زده شده است. وقتي نمايش را شكل مي‌دهم از تمام توانايي‌هاي بازيگران استفاده مي‌كنم. در بسياري از مواقع نيز نمي‌دانم كه نمايش چه چيزي خواهد شد و پروسه كاري مشخص مي‌كند كه نمايش چه چيزي از آب درمي‌آيد. اين روش كار كردن زمان زيادي است كه وجود دارد و در حقيقت به وجود آمده تا كاري انجام دهيم و دراماتورژي آن نيز شكل راحت‌تري داشته باشد. به اعتقاد من نويسنده متن را در منزل مي‌نويسد كه حتي خيلي وقت‌ها هيچ ربطي به تئاتر ندارد و در حقيقت تمرين ادبي محسوب مي‌شود. اين در حالي است كه تئاتر تمرين ادبي نيست و زنده است، حتي اگر گروه نمايش واقعي را به وجود بياورد، مي‌توانيم با گروه‌مان نمايش را كار كنيم اما اگر اين كار را انجام دهيم مثل اين است كه يك نمايش سنتي را اجرا مي‌كنيم.»
وي در خصوص دراماتورژي كار گفت:«دراماتورژي مشاركت بين‌ كلمات گفته شده و زبان بدني است. وقتي كه بدن حرف نمي‌زند اما خود را بيان مي‌كند، آن هم دراماتورژي محسوب مي‌شود.»
وي راجع به استفاده از اشياء در نمايش گفت:«طي نمايش اين پنج مرد آن جا هستند براي اين كه بايد اجساد را دفن كنند و اين داستان نمايش بود، در حقيقت مثل يك كار و فعاليت دنيايي است دفن اجساد به طريقي است كه كسي آن‌ها را نبيند وقتي آن‌ها اجساد را دفن مي‌كنند به اجساد ديگري مي‌رسند و اين كار ادامه پيدا مي‌كند تا يك روز ديگر اين كار را انجام نمي‌دهند. در نمايش چيزي كه من از آن اجتناب كردم سرباز بودن آن‌ها بود و در حقيقت من قصد داشتم كه خشونت را نشان دهم. بنابراين اجساد مردگان درست مثل اين است كه در يك گوني هستند و جا به جا مي‌شوند مثل يك سنگر مي‌شوند و يا لانه پرنده، اما داستان خيلي ساده است و آن‌ها بايد اجساد را دفن كنند، البته اين‌ها جسد نيستند بلكه محبت، اميد، دوستي و ... هستند. در مورد طراحي صحنه نيز بايد بگويم كه در تئاتر ما طراحي صحنه چيز عجيب و غريبي نيست، طراحي صحنه عنصري است كه با آن كار مي‌كنيم، مثل بازيگران و يك وجه ديگر از دراماتورژي است.

+ نوشته شده در  شنبه 2 دی1385ساعت 22:51  توسط پیمان شیخی  |