|
دكتر مجيد سرسنگي در بخش اول سمينار پژوهشي"تئاتر و مخاطب":
جاي مديران فرهنگي در اين سمينارها خالي است شنبه 2 تیر 1386 ساعت 2:43:00 PM تعداد بازدید: 59
| ||||
پيمان شيخي: بخش اول سمينار پژوهشي"تئاتر و مخاطب" با سخنراني دكتر اردشير صالحپور ادامه يافت. صالحپور گفت:«اعتبار تئاتر به موجوديت عنصري انساني به نام"مخاطب" است. به گفته پيتر بروك تئاتر بعد از تمرين به ملال و تكرار نزديك ميشود و نياز به اجرا دارد كه در اين عرصه تئاتر، زندگي پيدا ميكند و با حضور تماشاگر تكميل ميشود.» وي در ادامه افزود:«در تئاتر جدا از اهميت و مترادف عناصري چون بازيگر و صحنه به عنصري حيات بخش و كارساز به نام مخاطب ميرسيم كه عنصر مكمل تئاتر است كه در كفه ديگر ترازوي تئاتر نقش حياتي دارد. به اعتقاد من تئاتر در وحله نخست يك تفريح و تفنن است، البته به معناي اين كه لذت ايجاد ميكند و ما را به طيب خاطر هدايت ميكند. تئاتر بايد جذبه داشته باشد؛ چرا كه نخستين گامي است كه اشتياق دنبال كردن ماجرا را به وجود ميآورد. در غير اين صورت اولين ميخ را به تابوت خود كوبيده است. تئاتر عاميانه خودمان نيز با تكنيكهاي رايج خودشان جذب مخاطب كردهاند. براي مثال تعزيه يكي از پرمخاطبترين گونههاي نمايشي ايران بوده؛ چرا كه به صورت خودجوش اجرا ميشود و ضرورت وجودي آن نيز مردم هستند و براساس زمينههاي فكري، فرهنگي و هنري ايران اسلامي حركت كرده است.» صالحپور در پايان كمك بخش خصوصي به تئاتر را راه تازهاي در جهت جذب مخاطب عنوان كرد. در ادامه شيوا مسعودي در خصوص"بازشناسي دريافت مخاطب و نمايش عروسكي" گفت:«مخاطب، دليل خلق اثر هنري است و اثري كه ديده نشود، مرده است. هنرمند نيز به گمان بسياري نه براي لذت خود بلكه براي لذت مخاطب كار ميكند. مخاطب است كه با نوع خوانش از يك اثر هنري، آن را دريافت ميكند.» وي در ادامه افزود:«ويژگي ممتاز تئاتر نسبت به ساير هنرها خلق اثر است. اين كه با مخاطب ارتباط خطي و دو سويه دارد، ولي در تئاتر عروسكي اين ارتباط به صورت مثلثي به وجود ميآيد. در حوزه تئاتر عروسكي عنصر عروسك موجب تكوين كاركردهاي متفاوتي براي تماشاگر يا مخاطب ميشود. عروسك در جايگاه موجود بي جان كه بر صحنه جان ميبخشد، تجلي گاه خيالات، آرزوها و باورهاي خالقش ميشود. ماهيت ساختگي عروسك قابليت عينيت دادن قلمروهاي گوناگون وسيعي را به آن ميبخشد.» دكتر بهزاد قادري نيز تئاتر و اصول زيبايي شناختي مخاطب در گذر زمان در حضور تماشاگر را همچون يكي از محورهاي تعيين كننده اصول زيبايي شناختي دانست و افزود:«مخاطبان تئاتر در يونان باستان از سوي قدرت حاكم انتخاب ميشدند. اريكا فيشكر ليختن ميگويد: "در قرن پنجم ميلاد هر سال در آتن چهار جشنواره روستايي، لناياي، آنستريا و ديوينزه بزرگ كه جشن"مادر شهر" است، برگزار ميشد. آن سه جشن اول چون آئيني هستند، آغازشان براي ما مشخص نيست، ولي چهارمي برخواسته از آتن و قدرت خودكامه وقت بود. اگر اين آئينها را نگاه كنيم نمايشنامههايي وجود دارند كه با شور سر و كار دارند و بحث آنها در مورد قانون است. آتن از يك سو اين خودكامگي را داشت و از سوي ديگر جناح مخالفي پيش آمد كه قصد داشت وضعيت را تعديل كند. بنابراين اين جناح به مردم نياز و اعتقاد داشت. از طرف ديگر بايد سرمايهداري ايدئولوژيكي انجام ميشد و وزيري انتخاب ميكردند كه مجري اين وضعيت باشد. او با سرمايهداران تماس ميگرفت تا در اين تئاتر سرمايهگذاري كنند. در گذر زمان ميبينيم كه مردم در اين جا بايد نقش پررنگي ميداشتند. بنابراين ميبينيم كه در نمايشنامههاي آنها گروه همسرايان نقش دارند. در تراژديهايي كه به ما رسيده"نرينه محوري" داريم نه"مادينه محوري". در حالي كه در جشنوارههايي كه ميان مردم بوده، با كمدي بيشتر سازگار بودهاند.» وي در ادامه افزود:«ارسطو سلسله مراتبي براي ژانرها و نمايشها قائل است. او تراژدي را درجه يك حساب ميكند و كمدي را پايين ميآورد. ارسطو اولين سنگ بناي"گوسفند صفتي" را با اصطلاح"كاتارسيس" به وجود آورد.» در پايان اين بخش از سمينار دكتر مجيد سرسنگي گفت:«جاي مديران فرهنگي در اين سمينارها خالي است؛ چرا كه طي دو سال اخير برگزاري اين سمينارها نقطه عطفي محسوب ميشود و بسيار ارزنده است كه پژوهشگران با سختي فراوان نيز اين مقالات ارزنده را آماده ميكنند.» وي خاطر نشان كرد:«قرار بود كه به مناسبت اين سمينار كتابي در مورد"تماشاگر تئاتر" نوشته سوزان بِنِت به چاپ برسد كه قدري به طول انجاميد. اميدوارم با همت دكتر ناصربخت اين كتاب چاپ شده و در اختيار علاقهمندان قرار گيرد.» | ||||
+ نوشته شده در پنجشنبه 7 تیر1386ساعت 0:23  توسط پیمان شیخی
|
