|
علي راضي در نشست مطبوعاتي نمايش”اسبهاي آسمان خاكستر ميبارند”:
هدف من اين نبود كه تماشاگران به وجود اسطورهها پي ببرند یکشنبه 9 بهمن 1384 ساعت 2:14:00 PM تعداد بازدید: 59
| ||||
پيمان شيخي: نشست مطبوعاتي نمايش”اسبهاي آسمان خاكستر ميبارند” به كارگرداني علي راضي كه در هشتمين روز برگزاري بيستوچهارمين جشنواره بينالمللي تئاتر فجر روي صحنه رفت، در سالن خانه هنرمندان ايران برگزار شد. به گزارش سايت ايران تئاتر، در اين نشست كه با حضور كارگردان، بازيگر زن نمايش و تني چند از خبرنگاران برپا شد، علي راضي در خصوص نمايش گفت:«اين كار حدود هشت ماه قبل شكل گرفت. در حقيقت پايان نامه دانشجويي من در مورد تعزيه در اسلام و به خصوص سياوش خواني بود. بسيار علاقمند بوم كه در مورد سياوش به عنوان يكي از اسطورهها كار كنم چرا كه اين اسطوره به معناي خلوص و پاكي است. به دليل اين كه ايرانيان قبل از اسلام اعتقاد داشتند كه آتش بر انسانهاي نيك سرشت كارگر نيست و در اوستا نيز از سياوش به عنوان پيامبري با اسب سياه ياد شده است. اين متن نوشته نغمه ثميني است. البته در ابتدا قصد داشتم كه يكي از متون نمايش ايشان را تحت عنوان”افسون معبد سوخته” براي روي صحنه آوردن انتخاب كنم چرا كه نمايش شاعرانه و در عين حال سادهاي است. به طور كلي وقتي قصد داريم نمايش اسطورهاي كار كنيم، معادل سازي در آن كار دشواري است. به طور مثال ميتوان به گذر سياوش از آتش اشاره كرد كه بايد به شكل بيروني نشان داده شود و اين كار دشواري است. ما مجبور بوديم پلكان اسطورهاي سياوش را پايين بياوريم و از نگاه انسان امروزي به آن بپردازيم كه با همكاري نغمه ثميني و كيومرث مرادي اين امر انجام شد.» وي در ادامه افزود:«در مورد اين متن بايد بگويم كه نغمه ثميني نيز معتقد است كه اين نمايشنامه با ساير نمايشنامههايش تفاوت دارد و اين تفاوت ناشي از مرحله توليد نمايش است البته اين به آن معنا نيست كه اين نمايشنامه بهترين اثر ثميني است. ايشان در ساير آثارشان، ابتدا متن را آماده ميكردند و بعد تصميم ميگرفتند كه آن را كار كنند، در حالي كه در اين كار با تفاوتي مواجه هستيم. چون اين متن هشت بار مورد بازنويسي قرار گرفت و يك ارتباط قوي و تبادل انديشه بين گروه با وي به وجود آمد.» كارگردان نمايش”اسبهاي آسمان خاكستر ميبارند” درباره نحوه ارتباط با بازيگران گفت:«در مورد انتخاب بازيگران بايد بگويم كه از قبل حسن معجوني را ميشناختم. ايشان از دوستان من بود كه البته به كارش هم علاقهمند بودم. در اين جا بايد متذكر شوم كه من اين شكل و نوع تئاتر را با جنس بازي معجوني هماهنگ ديدم، انتخاب ايشان نيز انتخاب مشترك من و نغمه ثميني بود كه به يك همكاري ختم شد. طي مدتي كه براي تمرينات و آماده سازي اين نمايش در پاريس فعاليت ميكرديم، مدام و در هر لحظه مشغول تمرين و مباحثه بوديم.» اين كارگردان در خصوص هماهنگي بازيگران به خاطر زبان متفاوتشان افزود:«اولين هفته تمرينات خانم سكري با حسن معجوني شكل متني نداشت چرا كه بايد قبل از اين كه متن به دست ايشان ميرسيد يك سري تستهاي روانشناسي و كارهاي تصويري صورت ميگرفت، البته طي كار نيز قرار نبود كه زبان مشتركي داشته باشند بلكه قرار بر اين بود كه ژستهاي مشترك به وجود بيايد، به همين دليل بنا بر اين گذاشته شد كه يكديگر را از نظر بدني بيابند و توسط بدن به زبان مشترك برسند.» سكري بازيگر زن فرانسوي اين نمايش در ارتباط با اين مطلب گفت:«به دليل اين كه ما زبان مشتركي نداشتيم سعي كرديم يك زبان مشترك به وجود بياوريم كه در حقيقت همان تئاتر”ژستوا” است كه حسهاي مشترك را به وجود ميآورد و بيشتر يك رابطه حسي بر مبناي ژستها ايجاد شود.» راضي در ادامه اين نشست گفت:«براي اجراي اين نمايش از بين 10 طرح كه وجود داشت به دو طرح رسيديم و كار بر اين بخش متمركز شد كه سياوش وارد آتش شود. البته ما قصد داشتيم كه كاري چند زبانه انجام دهيم. به دليل اين كه در كشورهاي ديگر نيز اسطورههايي چون سياوش وجود دارد. بهتر ديديم كه اسطورههاي مشابه آن را پيدا كنيم. به طور مثال سرباز بدون سر مربوط به يك اسطوره قرون وسطايي به نام”زيگ فريت” است كه با سياوش وجه تشابه دارد. يا زني كه باردار است، نشانهاي از اسطورهاي هنري به نام”سيتا” است چرا كه هنديها نيز همچون ايرانيان معتقدند كه آتش بر پاكان اثرگذار نيست و”سيتا” كه مورد تهمت قرار گرفته براي اثبات حقانيت خود وارد آتش ميشود اما آتش بر او سرد ميشود.» اين كارگردان تئاتر در پاسخ به افشين خورشيدباختري مجري نشست مبني بر اين كه آيا استفاده از اسطورههاي مختلف موجب نميشود كه تماشاگر به آنها پي نبرد اظهار كرد:«در واقع هدف اين نبوده كه تماشاگران به اين اسطورهها پي ببرند و بر آن متمركز شوند. حتي اگر ساختمان ويژهاي هم در ذهن تماشاگر ايجاد شود، كفايت ميكند چرا كه سرباز بدون سر ميتواند نشانگر تمام سربازان دنيا باشد و اصلاً لازم نيست كه با زيگ فريت مشابه شود و يا در مورد”سيتا” به نظر من هيچ محدوديتي وجود ندارد و اينها نقطههايي محسوب ميشوند كه قرار بود نمايش بر آن استوار شود.» وي در خصوص حجم زياد موسيقي در اين نمايش گفت:«با اين كه حجم موسيقي زياد بود موافقم و به همين دليل بين اجراي اول و دوم حجم آن را تا حد زيادي كم كردم و در اجراي دوم از اندازه مشخصي از موسيقي استفاده شد.» علي راضي كارگردان نمايش”اسبهاي آسمان خاكستر ميبارند” در پاسخ به خبرنگار سايت ايران تئاتر مبني بر اين كه با توجه به آشنايي با اسطورههاي مختلف و تمركز بر سياوش براي اين نمايش چرا مشخصاً از اسطوره سياوش استفاده نكرديد گفت:« همه چيز نمايش بر سياوش متمركز شده تا جايي كه زندگي سياوش روايت ميشود، از لحظه تولد او از مادر توراني و پرورش او نزد رستم و بازگشت او و مورد تهمت قرار گرفتنش و فكر ميكنم تا اين اندازه كافي بود.» چاپ شده در بولتن جشنواره بيست و چهارم تئاتر فجر | ||||
+ نوشته شده در چهارشنبه 9 خرداد1386ساعت 1:39  توسط پیمان شیخی
|

