|
نشست خبري نمايش”شيطان با سه شاخ طلايي” در تالار اصلي مجموعه تئاترشهر برگزار شد چهارشنبه 5 بهمن 1384 ساعت 12:22:00 PM تعداد بازدید: 232
| ||||
پيمان شيخي: نشست خبري نمايش”شيطان با سه شاخ طلايي” به كارگرداني ديتر كومل پس از اجراي نمايش در تالار اصلي مجموعه تئاترشهر با حضور جمعي از علاقهمندان و تني چند از خبرنگاران برگزار شد. به گزارش سايت ايران تئاتر، ديتر كومل با اجراي نمايش”شيطان با سه شاخ طلايي” در بيستوچهارمين جشنواره بينالمللي تئاتر فجر، سومين بار است كه براي حضور در اين جشنواره، به ايران سفر ميكند و ميتوان گفت كه با شناخت نسبي نسبت به برگزاري جشنواره اين نمايش را روي صحنه آورده است. اين نمايش در حالي اجرا شد كه قبل از اجرا خيل عظيم علاقهمندان به آثار نمايش خارجي در محوطه مجموعه تئاترشهر و سالن انتظار اصلي اين مجموعه به انتظار تماشاي اين نمايش ايستاده بودند. پس از اجراي نمايش، نشست مطبوعاتي با حضور كريستل هافمن استاد دانشگاه برلن، دكتر قطبالدين صادقي، آتيلا پسياني، جمعي از علاقهمندان و تني چند از خبرنگاران روي صحنه نمايش برگزار شد. در ابتداي جلسه كريستل هافمن كه يكي از اساتيد تئاتر برلن و برشت شناسان آلمان است از ديتر كومل پرسيد كه چرا براي اجراي اين نمايش از افسانه كودكان استفاده كرده كه كومل در پاسخ به اين محقق آلماني گفت:«ما در افسانهها با عناصري مثل اميد، زيبايي و ... برخورد ميكنيم. در حقيقت افسانهها معمولاً بيانگر جامعه هستند و چنان چه نتوان از طرق ديگر، مسائل جامعه را بيان كرد بهترين راه مطرح كردن آن و استفاده از افسانههاست. البته افسانهها به عكس اسطورهها پايان خوشي را در بر دارند، به همين دليل مخاطبان خردسال تحت تاثير اين نمايش قرار ميگيرند و به آينده با اميد نگاه ميكنند.» وي در خصوص انتخاب اين افسانه براي نمايش اظهار كرد:«در اين نمايش از سويي دربار و قشر مرفه را داريم و از سوي ديگر مردم عادي جامعه را و طي آن با سطوح مختلف جامعه برخورد ميكنيم. در اين بين جهنم و شيطان نيز وارد داستان ميشوند. به دليل اين كه جهنم محلي است كه انسان به خاطر اعمالش مورد مجازات قرار ميگيرد و انسان و خصوصاً كودكان از آن تراس و هراس بسياري دارند. نكته جالب اين جاست كه در اين افسانه، مادر شيطان به اين غازچران ميرسد و او را زنده ميكند و در حقيقت سرنوشت بهتري را براي او فراهم ميكند. برداشت شخصي من از اين افسانه اين است كه ما ميتوانيم بر سرنوشت غالب شويم و آن را تغيير دهيم و آينده بهتري را براي خود رقم بزنيم.» در ادامه نشست كريستف تروشتت بازيگر نقش شيطان گفت:«من شيطاني نيستم كه مختص به فرهنگ و آئين خاصي باشد بلكه شيطان براي من مظهر بيثباتي و بينظمي است. يكي از نكات قابل توجه نمايش اين است كه وقتي مادر شيطان به آن سه نفري كه به دار آويخته شدهاند، ميرسد، به شيطان اشاره ميكند كه چرا اين كار را مرتكب شده است و شيطان به او پاسخ ميدهد كه جنگ است. به اعتقاد من جنگ انسانها را احمق ميكند و اين مايه خوشحالي و خوشبختي پادشاهان و قدرتمندان است. در اين نمايش در جنگ هستيم و پادشاه نيز براي جنگ به سرباز نياز دارد. او غازچران را سرباز ميكند در ضمن براي جنگ به طلا نيز احتياج دارد.» هافمن در خصوص پادشاه نمايش گفت:«شايد پادشاه اين داستان مظهر محافظه كاري نيز باشد، به همين دليل از غازچران ميترسد و فقط به خاطر ازدواج او با دخترش نگران نيست.» بازيگر نقش پادشاه در ادامه اين مطلب افزود:«پادشاه و غازچران دو قطب مختلف جامعه هستند، پادشاه محافظه كار است، ضمن اين كه پيش گويي هم شده كه غازچران موجب خلل در حكومت او ميشود. بازيگر نقش غازچران نيز در خصوص اين شخصيت نمايش گفت:«غازچران اين نمايش به طور مادرزاد فردي خوش شانس است، البته از طرفي او اطمينان بسيار قوي نسبت به سرنوشت دارد و هر اتفاقي را ميپذيرد.» هافمن در اين رابطه گفت:«از يك سو غازچران به خاطر نداشتن ترس فردي موفق است از سوي ديگر او انساني است كه براي ديگران نيز آرزوهاي خوب و زيبا دارد و براي آنها آيندهاي خوب را رقم ميزند و فرد خودخواهي نيست. البته اين نمايش براساس افسانه”برادران گريم” نوشته شده و تغييراتي نيز در مورد آن صورت گرفته است. به همين دليل ديده ميشود كه راهزنان برخلاف سير اصلي داستان نقش بدي ندارند و كسي را نميكشند.» بازيگر نقش پادشاه در ادامه اين مطلب گفت:«البته اين برميگردد به نقش مادر راهزنان كه نقش پررنگتري دارد و او راهزنان را از كشتن غازچران باز ميدارد.» در ادامه اين نشست كومل در خصوص اجراي اين نمايش گفت:«اين نمايش را ما در آلمان اجرا كردهايم و برنامه اجراي آن را در ايران نداشتيم اما به طور كل بايد بگويم كه من بين ايران و يا مليت ديگري تفاوت قائل نميشوم چرا كه تئاتر از زبان بينالمللي برخوردار است.» هافمن در تاييد اين مطلب گفت:«ويژگي اين نمايش در اين است كه تماشاگران ميتوانند با تمام نقشهاي آن احساس نزديكي كنند.» در ادامه كومل خاطر نشان كرد:«شيطان داراي نمادهاي مختلفي است. مثلاً عينك او مظهر نظاميگري است، چرا كه افسران نازي از اين نوع عينك استفاده ميكردهاند و يا چمدانش مظهر پول است و يا لباس او مظهر نماد طبقه بالاي جامعه است.» دكتر قطبالدين صادقي كه از ابتداي جلسه حضور داشت خطاب به ديتر كومل گفت:«قبل از هر چيز فكر ميكنم كه نمايش”شيطان با سه شاخ طلايي” نمايش آموزشي است كه ويژه نوجوانان در نظر گرفته شده است. اين افسانهها براي تربيت و آموزش نوجوانان است كه در جامعه بسته قرون وسطايي ذات آموزشي داشته و به نوجوانان درس ميداده است. اول اين كه ماجراجويي است كه از طريق ماجراي اين افسانه براي نوجوانان در نظر گرفته شده، دوم تاكيد بر هوش اوست چرا كه غازچران اين نمايش هر سعادتي را كه به دست ميآورد به نحو احسنت مورد استفاده قرار ميدهد. نكتهاي كه بسيار مهم است توسل به اين افسانههاست، تخيلي كه در تلويزيون و روزنامهها كشته شدهاند. نكته جالب ديگر تاكيد بر نشانههايي همچون ظروف آشپزخانه بود كه حافظهاي جديد پيدا كرده و كاربردهاي تازهاي دارد. البته اين درست است كه در وهله اول، نمايش براي نوجوانان است، اما جذابيت اجرايي آن اين است كه براي هر گروه سني قابل اجراست.» | ||||
+ نوشته شده در شنبه 2 دی1385ساعت 22:46  توسط پیمان شیخی
|

.jpg)