|
"عزتالله انتظامي" در مراسم كلنگ زني نخستين مجتمع مسكوني خانه تئاتر:
اميدوارم روزي كلنگ احداث سالنهاي تئاتري زده شود شنبه 26 خرداد 1386 ساعت 1:52:00 PM تعداد بازدید: 27
| ||||
پیمان شیخی:
مراسم كلنگ زني نخستين مجتمع مسكوني خانه تئاتر با حضور دكتر محمدحسين ايماني خوشخو(معاون امور هنري وزير ارشاد) و حسين پارسايي(رئيس مركز هنرهاي نمايشي)،عزتالله انتظامي، جمشيد مشايخي و ... در شهر جديد پرديس برگزار شد. به گزارش سايت ايران تئاتر، در اين مراسم هنرمنداني چون جعفر والي، ايرج راد(مديرعامل خانه تئاتر)، فردوس كاوياني، اسماعيل داورفر، خسرو احمدي، فريبرز قربانزاده، جمشيد شاهمحمدي و جمعي ديگر از هنرمندان با سابقه تئاتر نيز حضور داشتند. در ابتداي اين مراسم خسرو احمدي ضمن ابراز خوشحالي از برگزاري اين مراسم گفت:«خدا را شكر ميكنم كه پس از مدتها اولين ساخت و احداث منازل هنرمندان زده ميشود و اميدوارم پس از مدت كوتاهي كليدهاي طلايي اين منازل به هنرمندان اعطاء شود، ولي جاي تأسف است كه با وجود پيشبيني و فراهم كردن سه ناوگان اتوبوس براي جابهجايي و حضور هنرمندان و اعضاي خانه تئاتر در محل احداث منازل مسكوني هنرمندان در شهر جديد پرديس، تعداد كمي از هنرمندان حضور پيدا كردند.» خسرو احمدي در ادامه اين مراسم از عزتالله انتظامي براي سخنراني دعوت كرد. انتظامي گفت:«بايد خدا را شكر كرد كه براي اولين بار حركتي از سوي هنرمندان و اهالي تئاتر صورت گرفته؛ چرا كه تا پيش از اين شاهد وقوع چنين اتفاقاتي نبودهايم.» وي در ادامه افزود:«پس از طي مراحل دشوار به منظور فراهم آوردن امكان احداث اين منازل كه پروانه آن به عنوان نخستين مجتمع مسكوني خانه تئاتر صادر شد، قرار شد تا مجتمع 68 واحدي مشتمل بر شش بلوك ساخته شود كه هر بلوك آن به نام يكي از بزرگان تاريخ تئاتر ايران نامگذاري شود كه عبارتند از: فتحعلي آخوندزاده، ميرزاآقا تبريزي، ميرسيفالدين كرمانشاهي، سيدعلي نصر، عبدالحسين نوشين و رفيع حالتي. اين آغاز كار است و من اميدوارم اين اقدام آغازگر اين باشد كه در مراحل آتي از نامهاي ساير هنرمندان بزرگ تاريخ تئاتر كشورمان نيز استفاده شود.» وي با ابراز اميدواري از اين كه از اين پس هنرمندان و اهالي تئاتر بيش از اين دور يكديگر جمع شوند، افزود:«اميدوارم بتوانيم براي ساخت سالنهاي نمايشي نيز اقدام كنيم؛ چون اين امر يكي از ضرورتهاي تئاتر كشورمان محسوب ميشود.» در ادامه از عزتالله انتظامي به همراه جمشيد مشايخي، فردوس كاوياني، ايرج راد، دكتر محمدحسين ايماني و حسين پارسايي براي اجراي مراسم كلنگ زني دعوت شد كه در ضمن اين مراسم، هر يك براي موفقيت و تداوم اين پروژه آرزوي توفيق كردند.
| ||||
+ نوشته شده در دوشنبه 28 خرداد1386ساعت 1:8  توسط پیمان شیخی
|
مجموعه تئاترشهر، مديريت جديد، چالشهاي فرارومجيد امرايي روزنامهنگار: تئاترشهر مهمترين تريبون تئاتري كشور است
اين كه يك تئاتري مسئوليت مديريت تئاترشهر را پذيرفته حُسن به حساب ميآيد، اما بايد منتظر بمانيم تا عملكرد او را ببينيم. اين كه يك مدير بداند تنها هشت سالن دارد (با خيل علاقهمندان اجرا)، كار سختي در پيش رويش قرار ميگيرد.»
امرايي ادامه داد:«مديريت تئاترشهر رابطي بين اهالي تئاتر و تنها مركز حرفهاي تئاتر كشور است و كسي كه اين مسئوليت را ميپذيرد، بايد وصل كننده باشد و به گونهاي برنامهريزي كند كه هنرمندان جوان و پيشكسوت با هم بتوانند كار كنند و از هر طيفي در تئاترشهر ديده شوند.» [ ادامه ]
شنبه 26 خرداد 1386 ساعت 1:32:00 PM تعداد بازدید: 26
+ نوشته شده در دوشنبه 28 خرداد1386ساعت 1:1  توسط پیمان شیخی
|
|
"خسرو حكيمرابط" در مراسم اختتاميه"بهار تئاتر تجربي":گروه های دانشجویی جزاير منفرد هستند
چهارشنبه 23 خرداد 1386 ساعت 1:32:00 PM تعداد بازدید: 21
| ||||
پيمان شيخي:
مراسم اختتاميه بهار تئاتر تجربي با حضور دكتر مجيد سرسنگي، ركنالدين خسروي و... در تالار صميميمفخم برگزار شد. به گزارش سايت ايران تئاتر، در اين مراسم كه روز گذشته با حضور دانشجويان و شركت كنندگان در فعاليتهاي تئاتر تجربي برگزار شد، دكتر محمدرضا خاكي، محمد يعقوبي، شهرام زرگر، پيام فروتن و فرشاد فرشته حكمت نيز حضور داشتند. در ابتداي اين مراسم دكتر مجيد سرسنگي با ابراز خوشحالي از حضور در اين مراسم گفت:«باعث مباهات است كه در خدمت استادان گرامي و همكاران خوب هيأت علمي دانشگاه تهران و عزيزاني كه از ساير گروههاي آموزشي حضور پيدا كردهاند، هستيم. همچنين از دانشجويان و دوستان رسانههاي گروهي سپاسگزارم. در ابتدا بايد به اين نكته اشاره كنم كه تمام دورههايي كه در تئاتر تجربي برگزار شدهاند، خوب و مطلوب بودهاند و تاكنون همگي دوستان زحمات فراوان در اين راه متحمل شدهاند.» وي در ادامه با اشاره به اين كه طي يك سال اخير تئاتر تجربي فعاليتهاي خوب و اميدوار كنندهاي داشته، افزود:«بايد در اين جا از آرش تنهايي و گروهي كه او را همراهي كرده، تشكر كنيم. اين برنامه به لحاظ كيفي و كمي در درجه خوبي قرار داشت و توانستيم برنامههاي مناسبي را در بهار تئاتر تجربي به دانشجويان ارائه كنيم.» سرسنگي در ادامه و با اشاره به وجود كمبودهايي در فضاي آموزشي كشور گفت:«درست است كه در فضاي آموزشي كشور مشكلات زيادي وجود دارد، اما يك نكته را نبايد از نظر دور داشت و آن اين است كه دانشجو عامل تعيين كننده و مؤثري محسوب ميشود و ميتواند به گونهاي عمل كند كه محيط را مملو از انرژي كند و اين در حالي است كه قبلاً دوستان در تئاتر تجربي گله ميكردند كه تعداد شركت كنندگان در كلاسهاي برگزار شده به حد مطلوب نبوده است. بايد بگويم من گاهي به دانشجوين فعلي غبطه ميخورم؛ چرا كه در زمان دانشجويي من اين امكانات فراهم نبود. به نظر من بايد به طور جدي فكر كنيم كه چه كاري انجام دهيم تا اين شيوه متحول شود. من اين گله را دارم كه در حد انتظاري كه داشتيم در برنامههاي تدارك ديده شده براي تئاتر تجربي حضور دانشجويان چندان پررنگ نبود، اما اين بدان معنا نيست كه ما دلسرد شويم، بلكه بايد فكر كنيم كه چگونه اين معضل به طور جدي حل شود و ميزان مشاركت دانشجويان در اين جلسات بالا برود. بايد ببينيم چه مشكلاتي موجود است كه به رغم فراهم بودن موقعيت براي دانشجويان، تمايل استفاده از اين موقعيتها كم است. ما تمام سعي خود را به كار گرفتهايم تا براي هر كسي و با هر سليقهاي فضاي مناسب فعاليت به وجود آوريم، تا جايي كه براي افرادي كه اهل تحقيق و پژوهش بودهاند، در داخل و خارج دانشگاه شرايط مناسب فراهم كرديم. همچنين براي گروههاي نمايشي كه قصد اجراي آثار خود را داشتهاند، فضاي مناسب به وجود آمده و اگر كسي از اين موقعيتها استفاده نكرده، در حق خودش جفا كرده است. من به عنوان يك عضو كوچك از خانواده تئاتر، اعتقاد دارم با وجود تمام كمبودها و مشكلاتي كه در تمام حوزههاي دانشجويان وجود دارد، امروز شرايط براي تئاتر دانشجويي مساعد است و دانشجويان بايد قدر و منزلت آن را درك كنند؛ چرا كه تمام امكاناتي كه فراهم ميشود، براي يك ركن اصلي به نام دانشجو است، بنابراين بايد مسئوليت بيشتري بپذيرند. اميدوارم حركاتي كه در دپارتمانهاي مختلف تئاتر شروع شده، ادامه پيدا كند.» سپس آرش تنهايي(مدير تئاتر تجربي) گفت:«وقتي به مركز تئاتر تجربي آمدم، فكر ميكردم كار سادهاي است در حالي كه اين مركز سابقه زيادي داشت و همين امر نيز موجب بالا بردن انتظارات دانشجويان و مسئولان از آن ميشد. من نيز با توجه به چيزي كه از استادانم آموخته بودم، سعي كردم كم حاشيه كار كنم و به نظرم ميرسد كه همين كار را نيز انجام دادم. تمام سعي خود را به كار گرفتيم تا ضعفهايي كه در گروه وجود داشت را برطرف كنيم. در اين راستا از نصايح و پيشنهادهاي استادان گران قدر نيز استفاده كردم. مثلاً به پيشنهاد فريبا جديكار كلاس فلوت و به پيشنهاد تاجبخش فنائيان كلاس شمشيربازي برگزار كرديم.» پس از اجراي چند قطعه موسيقي ايراني مراسم اعطاي جوايز آغاز شد. در اين بخش، مينا رحمتي دبير روز پژوهش از فرشاد فرشته حكمت و شهرام زرگر براي اعطاي جوايز دعوت كرد. در اين بخش جايزه دوم به صورت مشترك به محمد طلوعي و زهرا خسروي اعطا شد كه شامل لوح تقدير و 50 هزار تومان وجه نقد و جايزه اول به صورت مشترك به فرشيد دولتآبادي و مينا رحمتي اعطا شد كه شامل لوح تقدير و 100 هزار تومان وجه نقد بود. در ادامه آسيه مبين دبير بخش نمايشنامهخواني از خسرو حكيم رابط و محمد يعقوبي دعوت كرد تا جوايز اين بخش را به برندگان اهدا كنند. قبل از اعطاي جوايز، خسرو حكيم رابط گفت:«با ماجرايي كه من شاهد آن هستم، ميتوانم بگويم كه گلي روييده و بوستاني به وجود آمده است. در روزگاري در دانشكدهها زندگي و حال و هواي ديگري وجود داشت، ولي متأسفانه مدتهاست كه دانشكدهها و دانشجويان جزاير منفردي از يكديگرند و بدتر از آن، گروههاي دانشجويي نيز جزاير منفردند كه اين بدترين درد محسوب ميشود. بنابراين با جريان امروز اميدوارم جرياني براي پا گرفتن گروههاي تئاتري مستمر به وجود آيد. من طي دو سه سال گذشته نزديك به 1000 نمايشنامه خواندهام كه از ميان آنها نمايشنامههاي درخشاني ديدهام. در سالهاي 47 و 48 نويسندگان به تعداد انگشتان دست بودند، اما الآن چابك سواراني ديده ميشوند. زمانه ما بايد زبان تئاتري خود را بيايد و من شاهد حضور درخشان اين فرهنگ و دنياي تازه هستم، ولي متأسفانه اينها هرز ميرود؛ چرا كه طي اين سالها دانشجويان زيادي را ديدهام كه آثار درخشاني ارائه دادهاند، اما اين آثار به چاپ نرسيدهاند؛ به دليل اين كه ما گرفتار انفراد و تنهايي شدهايم.» سپس مراسم اهداي جوايز آغاز شد. در اين بخش جايزه ويژه به ميلاد ملكپور، جايزه دوم به زهرا خسروي و جايزه اول به محمد طلوعي اعطاء شد. بخش بعدي اين مراسم به بخش"يك كتاب در يك مقاله" اختصاص داشت. جوايز اين بخش توسط دكتر محمدرضا خاكي به محسن حسنزاده، سوفيپور و پيلهور اعطاء شد. جوايز بخش"خلاقيت ساخت عروسك" نيز با دعوت طليعه طريقي از پيام فروتن و دكتر محمدرضا خاكي، به نسيم ارجمندي رتبه سوم، ناصر نجفيان رتبه دوم و هاجر مهراني و فاطمه حسيني حائز رتبه اول اعطاء شد. در ادامه ضمن اهداء لوح تقدير به پيام فروتن و فرشاد فرشته حكمت، از فاطمه سليمانپور، هاله قاسمي، نگار عليزاده، مجتبي اسماعيلزاده، طليعه طريقي، سعيد خواجه افضلي و زهرا خسروي به عنوان همكاران مركز تئاتر تجربي و حسن فرضيپور، پونه مجتبي، آذر نجيبي، شيرين ناز مظاهري، آسيه مبين و پرسيا محمدحسين شيرازي تقدير شد. در بخش تقدير از رسانهها، از مريم رضازاده(خبرنگار خبرگزاري ايسنا) و زهرا شايانفر و پيمان شيخي(خبرنگاران سايت ايران تئاتر) تقدير به عمل آمد.
| ||||
+ نوشته شده در پنجشنبه 24 خرداد1386ساعت 9:5  توسط پیمان شیخی
|
زندگي من، يك من ساده؛ كارگردان: شراره پورخراساني، عكس: پيمان شيخي
تعداد تصاوير: 5 < صفحهی قبل نمايش تصاوير 1 تا 5 صفحهی بعد >
|
|
| |||
|
|
+ نوشته شده در چهارشنبه 9 خرداد1386ساعت 2:13  توسط پیمان شیخی
|
|
گزارشي از كارگاه گائتانو كاستلي طراح صحنه ايتاليايي در تهران
یکشنبه 6 خرداد 1386 ساعت 12:12:00 PM تعداد بازدید: 61
| ||||
پیمان شیخی: كارگاه آموزشي كاستلي- طراح صحنه ايتاليايي- روز گذشته با موضوع طراحي صحنه در تلويزيون و سينما در تالار استاد سمندريان دانشگاه تهران برگزار شد. به گزارش سايت ايران تئاتر، گائتانو كاستلي در ابتداي برگزاري اين كارگاه گفت:«من رئيس آكادمي هنرهاي زيباي رم هستم و حدود دو سال و نيم است كه مشغول برگزاري چنين كارگاهي هستم و در كشورهاي مختلف اين كار را انجام ميدهم. البته حدود 40 سال است كه در كشورهاي گوناگون به عنوان طراح صحنه تلويزيون و سينما نيز فعاليت ميكنم.» وي با اشاره به اينكه سال گذشته 16 تن از هنرمندان ايراني را براي طراحي صحنه به رم دعوت كرده، افزود:«سعي دارم در اين راستا، امسال تعداد بيشتري از هنرمندان ايراني را به رم دعوت كنم. جالب است بدانيد كه 35 سال قبل وقتي كارم را بعنوان مدرس در ايتاليا آغاز كردم،تمام دانشجويان من ايراني بودند و امروز پس از سالها در باغ موزه هنر يكي از اين دانشجويان را ديدم كه مسئوليت پروژه آنجا را بعهده داشت كه باعث خوشحالي من شد.» وي با اشاره به اين كه سعي كرده 35 سال تجربه خود را در قالب تصاويري كه به همراه خود به ايران آورده نشان دهد، تصريح كرد:«در اين تصاوير اهميت مواد در سينما و تلويزيون را نشان ميدهم. بنابراين شما طراحي صحنههاي سالهاي متفاوت را در اينجا مشاهده ميكنيد.» كاستلو خطاب به حاضران خاطرنشان كرد:«هدف من اين است كه شما در جريان تغييرات معاصر طراحي قرار بگيريد؛ چرا كه اكنون ديگر بوم در اين نوع كارها كاربردي ندارد و با استفاده از مولتي مديا تمام اين كارها انجام ميشود. در اينجا بايد بگويم كه بيشتر از اينكه كارهاي من جالب باشد، نقشي كه من ميتوانم در جهت تبادل فرهنگي بين دو كشور ايران و ايتاليا ايفا كنم، مهم است. حضور من در ايران به پيشنهاد سفارت ايران بوده و يكي از كارهاي ديگري كه انجام ميدهم، ايجاد آشنايي با آموزش عالي ايران و ايتالياست تا ارتباط سهلتري بوجود آيد.» اين طراح صحنه مطرح ايتاليايي با اشاره به اينكه حاضران در كارگاه، در عرصه تئاتر فعاليت دارند گفت:«طراحي صحنه تلويزيون و سينما در مقايسه با تئاتر واقعيتر است، در گذشته طراحي صحنه تئاتر روي بوم انجام ميشد؛ در حاليكه امروزه طراحي صحنه تئاتر سه بعدي است و از وسايلي مثل شيشه رزيانت استفاده ميشود كه اين هزينه زيادي به همراه دارد. البته اين شرايط نبايد مانع فعاليت ما بشود.» در ادامه اين كارگاه، كاستلو تصاوير مختلفي از طراحي صحنه تلويزيون و فستيوال"سن رمو" SANREMO -كه بزرگترين فستيوال آواز ايتالياست- براي حاضران توسط ويدئو پروژكشن به نمايش گذاشت. وي در پايان گفت:«فعاليت هنري خودتان را بر مبناي كامپيوتر نگذاريد؛ چرا كه تمام چيزهاي كه مشاهده كرديد، با كامپيوتر امكان پذير نيست. مثلاً وقتي كارگرداني از من نمونه كار ميخواهد، بايد نمونه كار در عرض سه يا چهار ساعت آماده شود كه پس از تصويب آن، ميتوانم از كامپيوتر استفاده كنم. براي اينكه طراح صحنه خوبي باشيم، بايد معماري، طراحي، مجسمهسازي و نقاشي را بلد باشيم.» | ||||
+ نوشته شده در چهارشنبه 9 خرداد1386ساعت 2:12  توسط پیمان شیخی
|
|
سومين جشن كارگردانان خانه تئاتر برگزار شد
كياني، حسيني و خلج كارگردانانی که مورد تقدیر قرار گرفتند دوشنبه 10 اردیبهشت 1386 ساعت 12:17:00 PM تعداد بازدید: 127
| ||||
پیمان شیخی: سومين جشن كارگردانان خانه تئاتر با حضور عزتالله انتظامي، مرتضي احمدي، رضا كرمرضايي، نصرتالله كريمي و جمعي ديگر از هنرمندان تئاتر كشور، عصر روز گذشته در تالار بتهوون خانه هنرمندان ايران برگزار شد. به گزارش سايت ايران تئاتر، اين جشن با قرائت آياتي چند از قرآن مجيد آغاز و با پخش يك كليپ كه شامل تصاوير مراسم دومين جشن كارگردانان خانه تئاتر بود، ادامه پيدا كرد. سپس محمد رحمانيان(مجري مراسم) روي صحنه حاضر شد و ضمن خوشامدگويي به حاضران، توجه آنان را به بيانيه روز جهاني تئاتر كه به صورت گزارش تصويري آماده شده بود، جلب كرد. بيانيه روز جهاني تئاتر بدين گونه آماده شده بود كه بخشهاي مختلف آن توسط هنرمنداني چون حميد سمندريان، محمد يعقوبي، كوروش نريماني و نادر برهانيمرند به همراه موسيقي متن روخواني شده و پخش شد. پس از پخش اين بيانيه، محمد رحمانيان از سهراب سليمي مسئول انجمن كارگردانان خانه تئاتر دعوت كرد تا بيانيه كانون كارگردانان را روي صحنه قرائت كردند. سليمي گفت:«جشن كارگردانان گرامي باد. بار ديگر سال جديد، بهاري نو؛ سال 1386 را با سلام به تمام دستاندركاران تئاتر كشور و به خصوص كارگردانان اين هنر تفكر برانگيز آغاز ميكنيم. ما ميخواهيم امسال كمي متفاوت صحبت كنيم، بينديشيم، بنويسيم. به گونهاي كه شايد اشكي بر گوشه چشمي طراوت كند. جشن هفته تئاتر را در شرايطي برگزار ميكنيم كه بدون هيچ اغراقي دليل برگزاري مشخصي براي آن نداريم و شايد به اين نتيجه برسيم كه نسبت به سال گذشته تئاتر كشور و كارگردانان نه تنها به دستاوردي نرسيدهاند بلكه از حداقلهاي ممكن نيز محروم شدهاند.» وي افزود:«جشن كارگردانان را در حالي برگزار ميكنيم كه بسياري از كارگردانان پيشكسوت، ميانسال و جوان باز هم فرصت نيافتند تا تجربه جديدي داشته باشند. گروههاي تئاتري بدون هيچ دليل فرو پاشيدند و يا در حال فروپاشي هستند. در اين جشن از ابتدا مدام تأكيد شد كه بودجه نداريم، اما جشن شكل گرفت و با اعتبار و همت بلند هنرمندان خانه تئاتر اين اتفاق افتاد. اميد است به دور از روزمرگيها و ايدهآلهاي دست نيافتني و نگاههاي تاجر مآبانه جشن را برگزار كنيم و شاهد اولين گامهاي اساسي و رو به رشد اين مرز و بوم باشيم.» سپس گروه موسيقي"لحظه" به سرپرستي حميدرضا غلامي چند قطعه موسيقي اجرا كردند كه مورد استقبال حاضران قرار گرفت و پس از اجرا، هدايايي از سوي نشر قطره دريافت كردند. اين مراسم با پخش نماهنگي متشكل از تصاوير اجراي چند نمايش از اجراهاي سال گذشته ادامه پيدا كرد و پس از آن رحمانيان از عزتالله انتظامي دعوت كرد روي صحنه حاضر شود تا جايزه مرتضي احمدي هنرمند پيشكوست تئاتر، را به وي اعطاء كند.» انتظامي پس از حضور روي صحنه گفت:«روز فوقالعاده زيبايي است. من به ياد روزهايي افتادم كه فعاليت تئاتري داشتيم ولي چنين جشنهايي وجود نداشت. با اين حال ما به فعاليت خود ادامه داديم و دوام آورديم تا اين كه شاهد چنين روزها و جشنهايي شديم.» مرتضي احمدي نيز گفت:«حق اين بود كه قبل از حاضر شدن روي صحنه از انتظامي اجازه ميگرفتم، من 63 ـ 64 سال است كه در كنار ايشان هستم و وي را پيشكسوت خود ميدانم و همواره اين احترام را رعايت كردهام. نميدانم چه بايد بگويم. نگاه ميكنم كه در مقابل چه كساني ايستادهام و اين در حالي است كه سالها گويندگي كردهام، اما در مقابل اين بزرگان زبانم بند آمده است؛ بنابراين فقط ميگويم دست همگي درد نكند.» در ادامه رحمانيان از رضا كرمرضايي دعوت كرد تا روي صحنه حاضر شود، كه او به دليل كهولت سن و بيماري از اين كار عذرخواهي كرد. بنابراين عزتالله انتظامي به همراه محمد رحمانيان از روي صحنه پايين آمدند و جايزه او را به وي اهداء كردند. كرمرضايي ضمن ابراز خوشحالي از حضور در مراسم جشن خانه تئاتر گفت:«من واقعاً متأسفم كه نميتوانم روي صحنه حاضر شوم و از همگي عذرخواهي ميكنم.» پس از آن، مراسم سماع با طراحي فريبا آذرگون اجرا شد. پس از اجراي سماع، نمايش پرفورمنس توسط ياسر سرخاب، كارگردان جوان شهرستاني به صورت تك پرسوناژ اجرا شد و در ادامه اكبر زنجانپور براي اهداي جايزه به وي روي صحنه حاضر شد و گفت:«خيلي خوشحالم كه نسل جديد تا اين اندازه با انرژي كار ميكنند. مشخص است كه اين هنرمند با تنهايهاي خود زندگي ميكند و اين چيزي است كه ما اين روزها ميانهاي با آن نداريم.» بعد از صحبتهاي زنجانپور، گزارشي تصويري كه شامل چند پرسش مشترك از چند كارگردان تئاتر بود، پخش شد. افرادي چون محمودرضا رحيمي، سهراب سليمي، جواد ذوالفقاري، ايوب آقاخاني، اسماعيل خلج، محمد يعقوبي، ناصح كامكاري، علياكبر عليزاد، حميد مظفري، نادر برهانيمرند، محمد رحمانيان و... به پرسشها پاسخ داده بودند. در ادامه يك گروه دو نفره موسيقي قطعاتي از آثار مرحوم بابك بيات را در سوگ او با همراهي پيانو اجرا كردند. جعفر والي هم هدايايي به آنها اهداء كرد. دكتر علي رفيعي هديهاش را از بهزاد فراهاني دريافت كرد. پس از آن ايرج راد روي صحنه دعوت شد و هديهاش را گرفت. بهروز غريبپور نيز براي دريافت جايزه روي صحنه دعوت شد، اما به دليل تمرين نمايش عروسكي"مكبث" در سالن حضور نداشت؛ بنابراين همسرش براي دريافت جايزه وي روي سن آمد و با تشكر و قدرداني، عذرخواهي غريبپور را از سوي اين هنرمند اعلام كرد. در پايان مراسم نصرتالله كريمي روي سن دعوت شد و ضمن اهداء هديه به وي، حسين كياني، محسن حسيني و اسماعيل خلج به عنوان نماینده سه نسل جوان،میانه و پیش کسوتان مورد تقدیر قرار گرفتند. اسماعيل خلج جايزهاش را از دست وليالله شيراندامي دريافت كرد. | ||||
+ نوشته شده در چهارشنبه 9 خرداد1386ساعت 2:10  توسط پیمان شیخی
|
|
"محمود استادمحمد" در جشن انجمن نمايشنامهنويسان خانه تئاتر:
رادي آمده بود غصه ما را بخورد سه شنبه 11 اردیبهشت 1386 ساعت 11:35:00 AM تعداد بازدید: 79
| ||||
پیمان شیخی: نشان ويژه خانه تئاتر در جشن انجمن نمايشنامهنويسان خانه تئاتر به اكبر رادي نمايشنامهنويس پيشكسوت كشورمان اهدا شد. به گزارش سايت ايران تئاتر، اين جشن برخلاف ساير جشنهاي انجمنهاي خانه تئاتر بر بام خانه هنرمندان و با حضور بزرگان نمايشنامهنويسي كشور برپا شد. در اين جشن كه با اجراي فرهاد آئيش و آشا محرابي آغاز شد، پس از قرائت بيانيه روز جهاني تئاتر توسط دكتر صدرالدين شجره، كه از سوي شيخ محمد بن القاسمي ارسال شده بود، دكتر قطبالدين صادقي پشت تريبون قرار گرفت و ضمن ابراز خوشحالي از برپايي اين جشن در مورد تقدير از اكبر رادي گفت:«براي من مايه فخر و مباهات است كه در مورد اكبر رادي صحبت كنم. بعد از دورههاي اقتباس و حضور نويسندگاني همچون چوبك، صادق هدايت و... ـ كه درامنويس نبودند ولي در مورد تئاتر مينوشتند ـ در دهه 40 نسل ديگري از نمايشنامهنويسان به وجود آمدند. بعد از بيضايي كه در عرصه اسطوره و تاريخ مينوشت، بهمن فرسي، علي نصيريان و... نويسندهاي به نام اكبر رادي پيدا شد كه فقط در مورد مسائل شهري مينوشت. درامنويسيِ اكبر رادي با قلمي شسته و رفته و پر از طنز، حاوي روانشناسي دقيق است و در تمام آثارش در مورد بحران روشنفكران مينويسد. به اعتقاد من هيچ كس مثل اكبر رادي مسائل دوره خود را به طور دقيق تصوير نكرده. او به خصوص در مورد روشنفكران زمان خود صحبت ميكند و بخش بزرگي از اين بدبيني از واقع بيني است. بيضايي نيز اين بدبيني را دارد؛ بيژن مفيد نيز به گونهاي ديگر و يا نصرتالله نويدي در عرصه روستايي به گونهاي ديگر. ولي كاري كه رادي ميكند اين است كه به سادگي هر چه تمامتر توضيح ميدهد كه چرا روشنفكران شكست خوردهاند.» صادقي تصريح كرد:«رادي نويسنده توانايي است و يكي از دستاوردهايش خلق زبان پالودهاي سرشار از طنز است كه نوعي بلوغ فكري و فرهنگي محسوب ميشود. ويژگي ديگر رادي اين است كه گيلان را به عنوان عرصه اغلب آثارش انتخاب كرده كه عرصهاي روشنفكر خيز بوده و مسئله دروني گيلان و روشنفكران آن خطه را مطرح ميكند. او از طريق آثارش، دورههاي بحران و تحركات تاريخي جامعه ايران را ميبيند. آثار او تصور يك تئاتر محكم و استخواندار و جاندار، همچون آثار ايبسن است. به جاست از اكبر رادي به عنوان يكي از بهترين نمايشنامهنويسان ياد كنم.» در ادامه هادي مرزبان كه غالب آثار رادي را روي صحنه برده، در خصوص رادي گفت:«من به قول برخي از دوستان رادي زده هستم و به آن افتخار ميكنم. تاكنون 8 نمايش از آثار او را روي صحنه اجرا كردهام و به زودي روي متن ديگري از آقاي رادي تحت عنوان"لبخند باشكوه آقاي گيل" كار خواهم كرد. آثار رادي مرا طوري بار آورده كه هيچ نمايشنامهنويسي را با او مقايسه نكنم. آثار او براي من مثل شعر است و رادي براي من همچون حافظ و سعدي كه در خانهها وجود دارد، طراوت بخش ذهنم است و هرازگاهي مثل شعر آنها را روخواني ميكنم.» مرزبان با اشاره به اين كه آدمهاي نمايشنامههاي رادي برايش هميشه زندهاند، گفت:«من با آنها زندگي ميكنم. روي آثار او تا اندازهاي حساسيت دارم كه گاهي خود ايشان به من مأموريت ميدهند تا نمايشهايي را كه از ايشان اجرا ميشود، ببينم.» مرزبان در ادامه با اشاره به نحوه آشنايي خود با رادي در دوران دانشجويياش گفت:«در زمستان سال 1362 توسط يكي از دوستان با رادي آشنا شدم و در طي مسير با خودم فكر ميكردم كه رادي آدمي بد اخم است، ولي اين برخلاف تصور من بود؛ تا جايي كه من و رادي حالت مريد و مراد پيدا كردهايم و در خيلي از لحظات زندگيام از او راهنمايي ميخواهم.» پس از صحبتهاي هادي مرزبان، پيام عباس جوانمرد كه از كانادا براي اكبر رادي ارسال كرده بود و پيام نصرت پرتويي قرائت شد. در ادامه مراسم، محمود استادمحمد پشت تريبون قرار گرفت و يادداشت خود را براي اكبر رادي قرائت كرد: «دنبال كلمه نميگردم. دل به فوت و فن كلام نميسپارم؛ كه نهايت حديثِ ران ملخ است و بارگاه سليمان. حروف كم ميآورند، اگر به لطفِ گوشِ عيبپوش استاد نميتازيد. اتاقِ"از رادي نوشتن" دو پنجره دارد. اولي را دست باز كردن ندارم، پنجره دوم، اما، به مشرقِ مثلِ"كوزهگر و كوزه شكسته" باز ميشود. بگذار در مجلسِ اوستادِ كوزهكشِ كوزه شكنِ دهرِ پر قهرِ هنر ايران، با شكسته سفالينهام بنوشم ميِ خوش گوار سرخوشيهاي اوستادي را كه گفت: در كوزهگري تئاتر، هزار فن داريم و يك فوت. غمِ آن هزار را نخور، كه بحرِ فنون، در چشمهايت موج ميزند؛ اگر دل به جلاي آن فوت آخر خنك كرده باشي. و خودش، با صفاي دل زيبايش يك هفت الهه و اكبر گفت و فوت كرد به چهره هر كه از تبار پاكان و نيكان بود و بر پرشالي، قلمداني ميراث مردمان داشت. اهل فن گفتهاند تئاتر را ميتوان از دو اوين يونان باستان تا نويسندگان داستان راستان آموخت، تئاتر را ميتوان از مجموعه متون كلاسيستها و مدرنيستها، در مكاتب و مدارس، پاي تختهاي سبز و سياه آموخت، ولي ما ترجيح داديم ـ بحث روش را جدا ميكنم ـ دست كم، منش نمايشنامهنويسي را از اكبر رادي ـ اين جا شيفته و هميشه جوان تئاتر ايران بياموزيم كه يك دهه قبل از ما، با پاي خودش، گيلهوار، از راه ناهموار، وارد تئاتر ايران شده بود. هيچ كس اكبر رادي را به تئاتر نخوانده بود، به زور و ضرب و فرمان و سفارش و سهم موروثي هم نيامده بود. هيچ صاحب جاهي برايش هودج و تخت روان نفرستاده بود، چهار دسته زمخت و سخت تخت روان نمايشنامههايش رو چهارشانه خودش بود كه ستبر و سنگين و چهارشانه آمده بود، آمده بود تا از هيچ استعدادي وام نگيرد، هيچ استعدادي را به نفع خود مصادره نكند، آمده بود با استعداد خودش بنويسد، و تئاتر خودش را بنويسد كه نوشت، كه مينويسد... آمده بود تا از صحنه يك خلوت بسازد... دنجي دور از چشم نامردمان... براي شكستن بغضش... قلهاي سرفراز، براي فريادش كه سركش بود و دريايي بود و شلاق بود. اكبر رادي آمده بود تا غصه ما را بخورد، غصه نسل بعد از خودش را، غصه مرا. كه وقتي در برابر سمومِ آن بادهاي مسموم زانو زدم موج غصه را در نگاه معلمم ديدم و زان پس، ديدارش را بر خود حرام كردم، تا امروز. محروميت از ديدار اكبر رادي براي من يك محكوميت بود، يك تاوان سي و شش ساله و امروز چشم اميد دارم كه دل دريايي گيله مرد، ضامن بخشايش من شود.» پس از قرائت يادداشت محمود استادمحمد، مراسم تقدير آغاز شد و از ناتالي چوبينه، رضا اسدي، رضا ارحام صدر، عزتالله مهرآوران، پرويز فرشيدمهر، مهدي حاجيصفار، سيروس مهديپور، سيامك وكيل طباطبايي و مسعود سميعي تقدير به عمل آمد. | ||||
+ نوشته شده در چهارشنبه 9 خرداد1386ساعت 2:9  توسط پیمان شیخی
|
|
توجه به واحدهاي نمايش شرقي و تئاتر ايراني در برنامه ماست
دكتر مجيد سرسنگي در نشست مطبوعاتي فعالیت های مركز تئاتر تجربي را تشریح کرد چهارشنبه 29 فروردین 1386 ساعت 3:28:00 PM تعداد بازدید: 3
| ||||
پیمان شیخی: نشست مطبوعاتي مركز تئاتر تجربي دانشجويان با حضور دكتر مجيد سرسنگي در دانشكده پرديس هنرهاي نمايش دانشگاه تهران برگزار شد. به گزارش سايت ايران تئاتر، دكتر مجيد سرسنگي مدير گروه آموزش نمايش پرديس هنرهاي زيباي دانشگاه تهران با اشاره به فعاليتهاي انجام شده اين گروه گفت:«علي رغم اين كه در حوزههاي مختلف رفت و آمد دارم به نظرم ميرسد كه اوضاع تئاتر دانشجويي بايد بيش از پيش جدي گرفته شود، چرا كه اگر قرار است اتفاقي در حوزه تئاتر كشور رخ دهد بايد از طريق تئاتر دانشجويي منتظر آن بود. گروه تئاتر دانشگاه تهران به عنوان يكي از قديميترين و فعالترين حوزههاي تئاتر كشور همواره موثر بوده و به نوعي از فعاليت و نحوه عملكرد آن الگوسازي شده است. براي اولين بار در سال 84 شورايي تحت عنوان مجمع مديران گروههاي تئاتر دانشگاه تهران تشكيل شد، چرا كه تا قبل از آن گروههاي تئاتر چندان ارتباط ارگانيك نداشتند، در حالي كه ما نميتوانيم خودمان را از اين ارتباطات بينياز بدانيم.» وي در ادامه افزود:«خوشبختانه اين مجمع در سال 84 شكل گرفت و ماحصل آن نيز تشكيل شوراي تئاتر دانشگاهي كشور با حمايت مركز هنرهاي نمايشي بود كه در سال 85 شكل گرفت كه با تشكيل اين شورا در مركز هنرهاي نمايشي حمايت لازم از تئاتر دانشگاهي صورت ميگيرد.» دكتر سرسنگي با اشاره به فعاليت در سه حوزه آموزشي، پژوهشي و فعاليتهاي حرفهاي و فوق برنامه دانشجويي اظهار كرد:«در حوزه آموزش مهمترين كاري كه انجام داديم تدوين و تصويب طرح دوره دكتراي تئاتر بود كه براي اولين بار در كشور اتفاق ميافتد و به نظر من به لحاظ تأمين نيروي انساني و هيئت علمي مورد نياز، بسيار تأثيرگذار است. چرا كه بسياري از دانشجويان مستعد علاقهمندند تا در دوره دكترا شركت كنند اما به دليل اين كه اين امكان فقط از طريق دانشگاههاي خارج كشور فراهم ميشود براي همگي آنها به لحاظ اقتصادي مقدور نيست؛ بنابراين وجود چنين دورهاي در دانشگاه تهران بسيار ضروري است. محور بعدي كه پيگيري كردهايم، بازنگري در واحدهاي درسي بوده، چرا كه طراحي اين دروس مربوط به چند دهه گذشته است كه در حال حاضر چندان كاربرد ندارد؛ چرا كه در ساير كشورهاي دنيا دروس پيشرفتهتري تدريس ميشوند كه در حال حاضر يا ما از آنها بيخبر هستيم و يا در كشورمان تدريس نميشوند. اين واحدها در نظر گرفته شده است و پيشبيني شده كه دانشجويان برخلاف گذشته پس از يك سال گذراندن دوره عمومي گرايش خود را انتخاب كنند. همچنين توجه به واحدهاي نمايش شرقي و تئاتر ايراني در برنامه ماست چرا كه قبلاً نسبت اين واحدها كم بوده و سعي شده كه پيشبيني لازم در مورد آن صورت گيرد. از ديگر برنامههاي در نظر گرفته شده تدوين طرح كارشناسي ارشد نمايش عروسكي و تدوين آئيننامه پاياننامههاي تحصيلي دانشجويان است؛ چرا كه قبلاً در مورد پاياننامهها دقت نظر صورت نميگرفت و در آخر طرح مدرس ـ دانشجو است كه دانشجويان كارشناسي ارشد ميتوانند به عنوان مدرس دانشجو زير نظر اساتيد حضور داشته باشند.» سرسنگي در خصوص فعاليتهاي حوزه پژوهش نيز گفت:«در حوزه پژوهش تاكنون فعاليتهاي گستردهاي انجام دادهايم و به طور متوسط هر دو يا سه هفته يك بار سخنراني علمي اساتيد و دانشجويان كارشناسي ارشد برگزار شده است. همچنين برگزاري سخنرانيهاي علمي استادان خارجي همچون پيتر چلكوفسكي يا لِمَن انجام شده و در سال جديد نيز ادامه خواهد داشت. مشاركت در برگزاري سومين سمينار علمي تئاتر مقاومت، سمينار بينالمللي نمايش و دين و تئاتر پليس از ديگر برنامههاي انجام شده بوده است. مجله تجربه كه از اركان تئاتر تجربه دانشجويان است اولين شمارهاش به زودي به چاپ ميرسد. همچنين امسال اولين شماره مجله علمي پژوهشي گروه هم ارائه خواهد شد.» وي در خصوص فعاليتهاي حرفهاي و فوق برنامه نيز گفت:«سال گذشته همزمان با برگزاري جشنواره تئاتر فجر با همكاري مركز هنرهاي نمايشي اقدام به برگزاري كارگاه تخصصي كرديم، همچنين در برگزاري جشنوارههاي تئاتر رضوي، فجر و دانشگاهي مشاركت داشتيم و جشنواره تئاتر تجربه نيز از ديگر فعاليتهاي ما بوده است.» وي با اشاره به اعزام گروههاي تئاتر دانشجويي به خاطر از كشور گفت:«امسال پنج گروه دانشجويي به خارج از كشور اعزام كرديم كه بي سابقه بوده است. اين كار شامل اعزام سه گروه نمايش به جشنواره تئاترعروسكي پاكستان، يك گروه به فرانسه و يك گروه نمايشي به بلاروس بود. همچنين هنرمندان تئاتر دانشجويي در جشنوارههاي عروسكي، رضوي، فجر، دانشگاهي و بانوان نيز حضور چشمگيري داشتند. ما از اجراهاي هنرمندان تئاتر دانشجويي در سالنهاي بيرون از دانشگاه حمايت كردهايم و تاكنون نيز اين افراد در فرهنگسراهاي مختلف، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، تئاتر مولوي و مجموعه تئاترشهر اجرا داشتهاند. اين در حالي است كه تمام سعي ما بر اين بوده كه از اجراهاي برگزيده حمايت كنيم. سال گذشته حمايت شهرداري و فعاليتهاي عمراني كه صورت گرفت بسيار خوب بود. همچنين همكاري و ارتباط با ساير مراكز و سازمانهاي تئاتري مانند مركز سازمان فرهنگي و هنري شهرداري، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوان، ايجاد سايت گروه كه در حال تكميل شدن است و انتشار كاتالوگ دو زبانه گروه، برگزاري مسابقه يك كتاب در يك مقاله، برگزاري مراسم رونمايي كتابهاي استادان كه سال گذشته كتابهاي دكتر احمد كاميابيمسك و خسرو حكيمرابط جزء آن بود، افتتاح سالنهاي استاد صميميمفخم و استاد ناظرزاده كرماني و برگزاري رپرتوار آثار كلاسي دانشجويان از ديگر فعاليتهاي انجام شده گروه بوده است.» آرش تنهايي مسئول مركز تئاتر تجربي نيز در ادامه اين نشست گفت:«مركز تئاتر تجربي يكي از مراكز قديمي تئاتر دانشگاهي ايران است كه با دو دهه سابقه ميزبان اساتيدي چون دكتر مجيد سرسنگي، حسين مسافرآستانه، نغمه ثميني و اصغر فرهادي بوده است. اولين چيزي كه ما در نظر گرفتهايم كمبودهايي بود كه احساس ميشود و ما تصميم گرفتيم با برگزاري ورك شاپ اين نقيصه را جبران كنيم. مثلاً آموزش فلوت، شمشيربازي و سواركاري كه نياز آتي دانشجويان بازيگري است و در مورد آن اقداماتي صورت گرفته است؛ چرا كه در آينده كاريشان بسيار مفيد خواهد بود. همچنين برگزاري ورك شاپ نمايشنامه انگليسي، از ديگر كارهاي انجام شده است چون علي رغم اين كه بسياري از دانشجويان به اين زبان اشراف دارند ولي مورد نياز ساير دانشجويان است. همچنين برنامه كهن خواني و هماي نامه نيز از ديگر برنامههاي اين گروه است. بهروز غريبپور نيز با كلاسهاي"نور در نمايش" و علي فروتن نيز با كلاسهاي"نقاشي در طراحي صحنه" با اين گروه همكاري دارند.» در پايان دكتر سرسنگي در پاسخ به خبرنگار سايت ايران تئاتر در مورد زمان اجراي طرح بازنگري در دروس دانشگاهي گفت:«اين تصميمات به سازمان آموزش عالي كشور ارائه شده و در حال بررسي است. من نيز اميدوارم در سال آينده به مرحله اجرايي دروس تصويب شده برسيم، اما نكته قابل توجه اين است كه واحدهاي درسي جديد همراه با شرح درسي در نظر گرفته شدهاند و براي هر درس 17 جلسه شرح درس ارائه كردهايم تا در صورت تغيير استاد روال عادي ارائه درس طي شود، در حالي كه در گذشته با تغيير استاد مشكلاتي نيز به وجود ميآمد.» | ||||
+ نوشته شده در چهارشنبه 9 خرداد1386ساعت 2:9  توسط پیمان شیخی
|
|
دكتر مجيد سرسنگي در نشست مطبوعاتي بيستوششمين جشنواره بينالمللي تئاتر فجر عنوان كرد:
حضور يك گروه داوري بينالمللي در جشنواره سال آينده دوشنبه 21 اسفند 1385 ساعت 2:31:00 PM تعداد بازدید: 11
| ||||
پيمان شيخي: نشست مطبوعاتي بيستوششمين جشنواره بينالمللي تئاتر فجر با حضور دكتر مجيد سرسنگي؛ دبير اين جشنواره، مهرداد رايانيمخصوص؛ مسئول بخش انتشارات و پژوهش مركز هنرهاي نمايشي و جمعي از خبرنگاران در سالن اجتماعات خانه هنرمندان ايران برگزار شد. به گزارش سايت ايران تئاتر، مجيد سرسنگي در ابتدا درباره نحوه برگزاري جشنواره فجر سال آينده گفت:«برنامههاي مورد نظر ستاد برگزاري بيستوششمين جشنواره تئاتر فجر براي نيل به اهداف 12 گانه در قدم نخست شامل ايجاد"سازمان جشنواره" ميشود، چرا كه يكي از نكات منفي در جشنواره تئاتر فجر، نبود سازماني مستقل و دائمي است. به همين جهت پيشنهاد ميشود دبيرخانه دائمي جشنواره تأسيس شده و با انفكاك از دبيرخانه ساير جشنوارهها، كار خود را آغاز كند. در همين راستا ضروري است كادر ثابتي نيز براي جشنواره تعريف شود تا براي مسئوليتهاي خود آموزش ببينند. قدم بعدي ايجاد وب سايت جشنواره به دو زبان فارسي و انگليسي است كه به منظور شناسايي هر چه بيشتر جشنواره در داخل و خارج از كشور، ارتباط سريعتر و نزديكتر با مخاطبان و نيز انعكاس گسترده اطلاعات و اخبار جشنواره، سايت دو زبانه جشنواره ايجاد ميشود.» وي در ادامه با اشاره به انتشار كتاب سال تئاتر جمهوري اسلامي ايران به دو زبان فارسي و انگليسي اظهار كرد:«به منظور معرفي شايسته فعاليتهاي نمايشي كشور در طول سال، كتاب سال، تئاتر جمهوري اسلامي ايران به دو زبان فارسي و انگليسي منتشر ميشود. همچنين به منظور گردآوري تمامي اسناد و مدارك جشنواره براي مقاصد پژوهشي و اجرايي، مركز اسناد و آرشيو جشنواره تأسيس ميشود. برگزاري هم انديشيهاي آسيبشناسي جشنواره با حضور هنرمندان، مديران، رسانههاي گروهي، استادان دانشگاه از ديگر مواردي است كه انجام ميشود. همچنين به منظور بهرهگيري از نقطه نظرات صاحب نظران براي ارتقاي كمي و كيفي جشنواره اين جلسات همانديشي به صورت ماهانه و مجزا برگزار ميشود.» سرسنگي خاطر نشان كرد:«انتشار بولتن دو ماهنامه جشنواره و انتشار كتاب 25 سال جشنواره تئاتر فجر به دو زبان فارسي و انگليسي از ديگر برنامههاي اين جشنواره است. اين جشنواره در 12 بخش برگزار ميشود كه عبارتند از: بخشهاي چشمانداز تئاتر ايران از بهمن ماه 85 تا آذر ماه 86 ، بخش منتخبان جشنوارههاي نمايشي كشور از بهمن 85 تا آذر 86 ، بخش تجربههاي دانشجويي، بخش تئاتر خياباني، بخش ويژه تئاتر ملل، تئاتر شرق كه شامل اجراي پنج نمايش از كشورهاي شرقي با رويكرد تئاتر سنتي و اشكال مدرن اين تئاتر است و اجراي 5 كارگاه تخصصي در رابطه با نمايشهاي اجرا شده، برگزاري سمينار بينالمللي تئاتر شرق، سنتها و مدرنيسم، بخش مسابقه بينالمللي تئاتر با موضوع بشريت معاصر و هويت انساني، بخش نمايشهاي راديويي، بخش نمايشهاي تلويزيوني، بخش چشمانداز تئاتر ايران در سال 87 ، بخش توليد متون نمايشي و نمايشنامهخواني، بخش پژوهشي با موضوع تئاتر ايران از سال 57 تا 85 و بخش نمايشگاه عكس و پوستر تئاتر.» دبير بيستوششمين جشنواره تئاتر فجر در ادامه اين نشست با اشاره به اولويتهاي انتخاب بخش مرور تئاتر ايران در سال 85 و 86 گفت:«در بخش مرور اين جشنواره، نمايشهايي كه متون آنها توسط نويسندگان ايراني و بر مبناي ارزشها و ميراث ملي و مذهبي نوشته شده باشد. همچنين نمايشهايي كه متون آنها درباره مسائل روز اجتماعي و به ويژه در جهت حل معضلات اجتماعي و فرهنگسازي تلاش كرده باشد، در اين بخش شركت ميكند. نمايشهايي كه متون آنها به مسائل كلان بشري و خصوصاً به موضوع تعامل فرهنگها و جايگاه انسان معاصر در مسير تكامل و رسيدن به سعادت راستين توجه داشته باشد، نمايشهايي كه متون آنها براي اولين بار مورد استفاده قرار گرفته باشند، همچنين نمايشهايي كه واجد ارزشهاي اجرايي متمايز بوده و در زمينه تكنيكهاي نوين نمايشي به توفيق قابل توجهي دست پيدا كرده باشند، نمايشهايي كه در جهت استفاده از تكنيكهاي اجرايي نمايش ايران گام برداشته باشند، نمايشهايي كه در فرم و محتوا به مفهوم"تئاتر ملي" نزديك شده باشند، نمايشهايي كه با ارزشهاي فرهنگي جامعه تناسب داشته باشند و در نهايت نمايشهايي كه معرف اخلاق و منش ايراني و اسلامي باشد.» سرسنگي در اين نشست اعضاي كميته انتخاب بخش مرور تئاتر ايران در سال 85 تا 86 را معرفي كرد و گفت:«در اين كميته، داود رشيدي، اكبر زنجانپور، حسين پاكدل، دكتر جواد عظيمي، عليرضا نادري، دكتر نغمه ثميني، ايرج راد، فرهاد مهندسپور، فرهاد آئيش و دكتر تاجبخش فنائيان حضور دارند.» دبير بيستوششمين جشنواره تئاتر فجر در ادامه اظهار كرد:«يكي از گلههايي كه همواره نسبت به اجراهاي خارجي صورت ميگرفت در خصوص كيفيت پايين برخي از اين نمايشها بود. در اين جا بد نيست اشاره شود كه تعداد زيادي از آثار نمايشي كه از كيفيت مطلوبي نيز برخوردار بودند، با وجود اين كه از آنها دعوت به عمل ميآمد اما در برخي مواقع حضور پيدا نميكردند، چرا كه بايد محدوديتهاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي را در نظر گرفت كه به عنوان يك مانع عمل ميكنند. از امسال بخش ويژه تئاتر ملل به اين جشنواره اضافه شده كه هر سال نيز به يك موضوع مشخص ميپردازد به طور مثال براي امسال اين بخش به تئاتر شرق پرداخته ولي طي سال آتي با موضوع ديگري برگزار ميشود. همچنين تعداد اجراهاي نمايشهاي خارجي امسال افزايش پيدا كرده تا مخاطبان بيشتري بتوانند از اين نمايشها استفاده كنند. همچنين برگزاري وركشاپ و اختصاص بخش مقالات علمي از ديگر برنامههاي اين بخش است.» سرسنگي از ديگر تغييرات جشنواره تئاتر فجر به دو بخش مسابقه و غير مسابقه اشاره كرد و گفت:«اين بخش از يك گروه داوري بينالمللي نيز استفاده ميكند كه متشكل از هنرمندان ايراني و خارجي است.» گفتني است بيستوششمين جشنواره بينالمللي تئاتر فجر توسط مركز هنرهاي نمايشي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، انجمن نمايش كشور و انستيتو بينالمللي تئاتر ـ دفتر ايران ـ و با همكاري دانشگاه تهران ـ پرديس هنرهاي زيبا ـ و صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران از 17 تا 26 بهمن 86 در تهران برگزار ميشود. | ||||
+ نوشته شده در چهارشنبه 9 خرداد1386ساعت 2:4  توسط پیمان شیخی
|
|
پس از 56 سال، خودم را پيدا نكردهام
گفتوگو با سعدي افشار، بازيگر مطرح نقش سياه تخت حوضي چهارشنبه 25 بهمن 1385 ساعت 1:03:00 PM تعداد بازدید: 42
| ||||
پيمان شيخي: سعدي افشار يكي از مهمترين بازيگران نقش تخت حوضي است كه با حدود 80 سال سن هر چند جسته و گريخته ولي همچنان به فعاليت خود ادامه ميدهد. او از سياه بازان هم نسل مهدي مصري، سيدحسين يوسفي، ذبيحالله ماهري و... است كه طي دهه 30 سردمداران تئاتر تخت حوضي و پرطرفدارترين هنرمندان تئاترهاي لالهزار بودند. سعدي افشار با وجود اين كه از تحصيلات آكادميك برخوردار نيست. در تئاتر تخت حوضي در مرحله و رتبهاي قرار دارد كه هنرمندان سرشناس تئاتر دنيا با نام او آشنا هستند. گفتوگوي حاضر با سعدي افشار، سال گذشته در هنگام اجراي نمايش"احمد در بارگاه احمد" كه براساس رمان"شاهزاده و گدا" براي چندمين بار در تئاتر پارس روي صحنه ميرفت، انجام شد. از چه سالي و چگونه فعاليت هنري خودتان را در عرصه تئاتر شروع كرديد؟ من از سال 1329 و در سن 14 يا 15 سالگي كار تئاتر را شروع كردم و تا الان حدود 56 سال است كه در اين زمينه فعاليت دارم. در آن زمان در عروسيها روي حوض منازل را با تختههاي چوب ميپوشاندند و روي آن نمايش تخت حوضي اجرا ميكردند. در يكي از اين عروسيها از يكي از سياه بازها نمايشي را ديدم كه مرا نسبت به اين هنر علاقهمند كرد، همين علاقه باعث شد تا بعضي اوقات براي هم سن و سالها و هم محليهايم شبه نمايشهايي اجرا كنم كه اتفاقاً مورد توجه آنها قرار ميگرفت و ميخنديدند. وقتي خنده و شادي آنها را ديدم تشويق شدم تا اين كار را ادامه دهم و تا الان هم ادامه پيدا كرده است. علاوه بر تشويق مردم چه عاملي باعث شد تا سختيهاي زياد اين هنر را تحمل كنيد و به فعاليتان ادامه دهيد؟ عشق و علاقهاي كه نسبت به هنر بازيگري داشتم باعث شد تا سختيها و مشكلات اين كار را تحمل كنم. تمام هنرمندان به دليل علاقهاي كه نسبت به هنرشان داشتهاند وارد اين كار شدهاند، منتهي عدهاي كه هنرمندان صاحب نام هستند به هنرستان هنرپيشهگي رفتند و اين عشق و علاقه را پرورش دادند، اما اين امكان براي امثال من فراهم نبود. البته سياه بازي بر پايه بداههگويي است و خودجوش و تجربي است؛ يعني بايد به طور حتم در ذات آن هنرمند چنين چيزي وجود داشته باشد تا بتواند بداههگويي كند كه به لطف خدا اين موهبت در وجود من بود و آرام آرام به جايي رسيدم كه با هنرمندان بزرگ و حرفهاي تئاتر تخت حوضي و سياه بازي كار كردم، البته بايد بگويم كه پس از گذشت حدود 56 سال فعاليت در اين زمينه هنوز خودم را پيدا نكردهام، چرا كه هنري است بيحد و مرز و بسيار مشكل. البته اين بدان معني نيست كه كار ساير هنرمندان مشكل نيست، بلكه هنرمندان صاحب نام و تحصيل كرده نيز بسيار كارشان مشكل است و به صورت علمي به اين هنر ميپردازند، كار ما نيز پيچيدگي زيادي دارد. ظاهراً در آن زمان حضور سياه بازها در مجالس عروسي براي خانوادهها داراي اهميت زيادي بوده است؟ بله، البته از بين سياه بازهايي كه در آن زمان فعاليت داشتند سياه بازهايي مثل مرحوم مهدي مصري، ذبيحالله ماهري، سيدحسين يوسفي و رضا عربزاده وجود داشتند كه واقعاً براي آنها سر و دست ميشكستند و خيلي از مردم عروسيهاشان را به تعويق ميانداختند تا يكي از اين هنرمندان وقت داشته باشد كه در مجلس عروسي آنها شركت كند و موجب شكوه مجلس آنها شود. در حال حاضر از اين هنرمندان كسي در قيد حيات است؟ هر يك از اين هنرمندان به مرور زمان به رحمت خدا رفتند و آخرين آنها رضا عربزاده بود كه حدود دو سال قبل فوت كرد. بايد بگويم كه تك تك اين افراد پشتوانه كار ما و سروران و پيشكسوتان من بودند و كار كردن با اين افراد موجب شد كه تجربيات زيادي در اين عرصه به دست آورم. وضعيت تئاتر لالهزار را نسبت به گذشته چگونه ارزيابي ميكنيد؟ تئاتر لالهزار از دست رفته است تا جايي كه حتي نميتوانم بگويم كه به عقب بازگشته كه اي كاش حداقل به عقب برميگشت تا فقط افسوس پيشرفت نكردن آن را ميخورديم. دليل اين سير نزولي چيست؟ متأسفانه نگاه خوبي به تئاتر لالهزار وجود ندارد. همچنين زماني لالهزار در قلب شهر تهران قرار داشت، در حالي كه الان ميدان ونك به بالا، قلب شهر تهران شده است و جمعيت تهران از يك ميليون نفر آن زمان به چهارده، پانزده ميليون نفر افزايش يافته است. در آن زمان اگر يك خارجي به ايران ميآمد به او توصيه ميكردند كه ابتدا از لالهزار و استامبول ديدن كند و اين يكي از دلايل رشد تئاتر در لالهزار بود. اكثر هنرپيشههاي بزرگ سينما نيز فعاليت خود را از لالهزار شروع كردند، اما متأسفانه آرام آرام تئاتر لالهزار به آتراكسيون مبدل شد و اين هنرمندان از لالهزار كنار كشيدند و با به وجود آمدن سينما جذب به آن شدند و موفق نيز شدند. در آن زمان تئاترهاي لالهزار مديريتهاي خوبي داشت و هر كسي به آساني نميتوانست به تئاتر راه پيدا كند. به ياد دارم كه در جامعه باربد، هنرمندان با داشتن مدرك ديپلم طي شش ماه و توسط موسيو هاواك و مرحوم مهرتاش به صورت رايگان دوره بازيگري، موسيقي و آواز ميديدند كه البته به عنوان تئاتر ملي و براي دل خودشان كار ميكردند. افرادي مثل مرحوم حالتي نيز داستانهاي تاريخي را به نمايشنامه تبديل ميكرد و به صورت نمايش اجرا ميكرد. چرا با ساير تالارهاي نمايش تهران همكاري نميكنيد و فعاليت خودتان را در تئاتر لالهزار متمركز كردهايد؟ من تقريباً با تمام تالارهاي نمايشي كار كردهام ولو براي يك بار، اما نكته اصلي اين جاست كه هنرمندان قديمي كه در عرصه تئاتر فعاليت داشتند، در قيد حيات نيستند و از من به تنهايي كاري ساخته نيست. الان به شيوه علمي به تئاتر ميپردازند، يعني يك متن را ميگيرند و سه يا چهار ماه تمريناش ميكنند و بعد آن را اجرا ميكنند، در حالي كه گونه تئاتري كه من در آن فعاليت دارم بر بداههگويي استوار است. حدوداً سه سال قبل اعلام كرديد كه با صحنه تئاتر خداحافظي كردهايد. چه چيزي باعث شد كه اين تصميم را بگيريد؟ وقتي در نمايش"سعدي هملت ميشود" به كارگرداني محمود عزيزي بازي ميكردم، يك شب پس از پايان نمايش از نحوه اجراي آن شب ناراحت بودم و حال خوبي نداشتم، در اين حين نيز مصاحبه تلويزيوني با من شد، در حين مصاحبه گفتم وقتي نقش سياه را بازيگر زن بازي كند، ديگر جاي ما نيست، اتفاقاً در آن زمان اگر اشتباه نكنم بنفشه توانايي چنين نقشي را بازي كرده بود كه آن را بسيار خوب هم بازي كرد. در حقيقت منظور من از اين حرف دو، سه بازيگر زن بود كه در تئاتر لالهزار نقش سياه بازي كرده بودند. در گذشته تئاتر لالهزار حرمت و عزتي داشت تا جايي كه افرادي كه با تئاتر تخت حوضي ميانه خوبي هم نداشتند براي ديدن نمايشهاي مرحوم مهدي مصري به تئاتر شاهين كه در خيابان مولوي قرار داشت، ميرفتند تا جايي كه در شب عروسي پسر تفكري در تئاتر فردوسي كه يكي از مدرنترين تئاترهاي آن روزگار بود از مرحوم سيدحسين يوسفي، گرجي، ذبيحالله ماهري و... براي اجراي نمايش"بيژن و منيژه" دعوت ميشود و اتفاقاً به قدري اين نمايش خوب اجرا ميشود كه در آن جا هنرمنداني مثل تفكري كه تئاتر علمي كار ميكردند قبول ميكنند كه هنرمندان تخت حوضي نيز دست كمي از آنها ندارند و هنر بداههگويي نيز كار بسيار مشكلي است. پس از آن مهدي مصري به عنوان اولين سياه در تئاتر فردوسي برنامه اجرا كرد كه با استقبال بيسابقه مردم مواجه ميشد، چرا كه تا آن زمان سياه بازي در تئاترهاي لالهزار را نديده بودند و برايشان خيلي جذاب بود. شما از چه زماني به تئاتر لالهزار راه پيدا كرديد؟ پس از مهدي مصري، مرحوم سيدحسين يوسفي به لالهزار راه پيدا كرد و پس از او من به همراه گروه خوبي متشكل از مهدي سنايي، خانم مژگان، حسن شمشاد، محمود نظري، محمد دبير، علي اژدري و طيب كارلو به تئاتر نصر آمديم و با برنامه"بلورهاي چشم نو" فعاليتمان را آغاز كرديم و ماندگار شديم. سالنهاي تئاتري كه در لالهزار وجود داشتند يكي پس از ديگري تخريب و تعطيل شدند، اكنون تئاترهاي نصر و پارس همچنان در لالهزار پا برجا هستند كه البته چند سال است تئاتر نصر نيز تعطيل شده است، نظرتان در مورد اين موضوع چيست؟ واقعيت اين است كه دليل تعطيلي تئاتر نصر را نميدانم و هنوز هم دليلي براي آن پيدا نكردهام، هر كسي نيز يك دليل براي تعطيلي اين تئاتر بيان ميكند. به هر حال تعطيلي اين تئاتر بسيار ناراحت كننده است و اين را نيز ميدانم كه حداقل 10 يا 20 نفر كه در اين تئاتر مشغول فعاليت بودند كه با افراد خانوادههايشان حدود 50 يا 60 نفر ميشدند كه با وجود ركود دوران طلايي تئاتر لالهزار، باز هم از اين تئاتر امرار معاش ميكردند و با بسته شدن آن كسب روزي آنها نيز قطع شد. اميدوارم تئاتر تخت حوضي به فراموشي سپرده نشود و زحمات هنرمنداني كه در اين زمينه فعاليت كردهاند به هدر نرود. | ||||
+ نوشته شده در چهارشنبه 9 خرداد1386ساعت 2:1  توسط پیمان شیخی
|
|
گزارشی از اولين همايش بينالمللي هنر انقلاب
چهارشنبه 25 بهمن 1385 ساعت 4:12:00 PM تعداد بازدید: 6
| ||||
پیمان شیخی: اولين همايش بينالمللي هنر انقلاب روز گذشته در دومين روز اين همايش با حضور دكتر مجيد سرسنگي، دكتر احمد كاميابيمسك، دكتر فرشيد ابراهيميان، تاجبخش فنائيان و تني چند از هنرمندان تئاتر در سينما فلسطين به ارتباط تئاتر و انقلاب پرداخت. به گزارش سايت ايران تئاتر، اين همايش كه قرار بود در ساعت 14 آغاز شود با بيش از نيم ساعت تأخير و با تلاوت آياتي چند از قرآن كريم، پخش سرود جمهوري اسلامي ايران آغاز شد. در ابتداي اين همايش محسن حسيني با موضوع جستاري از روند تكاملي درامنويسي و گذار از انديشههاي فلسفي عصر روشنگرايي به سوي تئاتر انقلاب فرانسه به ايراد سخنراني پرداخت. حسيني پس از پرداختن به تاريخ فرانسه گفت:«يكي از فلاسفه عصر روشنگرايي در قرن هجدهم كه تأثير بسيار اساسي براي درامنويسي فرانسوي داشت"دنيس ديدرو" بود. او به مدت 28 سال با وجود حس كنترل و بدبيني زيادي كه در دربار لويي شانزدهم وجود داشت به فعاليت پرداخت. يكي از آثار او دايرهالمعارف قرن روشنايي است كه بارها مورد فحاشي قرار گرفت و طي اين 21 سال، نگارش آن بارها متوقف شد. ليسن بر اين باور است كه پس از ارسطو هيچ فيلسوفي با تئاتر خود را درگير فلسفه تئاتر نكرده است. پس از محسن حسيني دكتر احمد كاميابيمسك با موضوع"فلسفه انقلاب و تأثير نگاه فلسفي بر دارم" به شرح زير به ايراد سخنراني پرداخت. فلسفه انقلاب و تأثير نگاه فلسفي بر درام فلسفه انقلابيها، معمولاً در جوامع مختلف با توجه به شرايط زمان و مكان با هم كمي متفاوتند ولي همه بر يك اساسند و آن تغيير و دگرگوني عميق اجتماعي و شيوه اداره مملكت در جهت آزادي فردي، اجتماعي و سياسي در چهارچوب قانون، برابري آحاد ملت در برابر قانون و در اجتماع و بالاخره به دست آوردن استقلال ملي. مهمترين انقلاب تاريخ بشر در آخر قرن بيستم در ايران اتفاق افتاد كه براساس انديشههاي آزاديخواهانه و استقلال طلبانه، در برابر استعمار نامرئي و غير مستقيم از طرفي، و روشنگريهاي دانشمندان و روحانيون شيعه از طرف ديگر و بالاخره به رهبري روحاني استعمار ستيز يعني امام خميني و مبتني بر مذهب شيعه و الهام از اسطوره ظلم ستيز بزرگش، امام حسين(ع) تحت عنوان انقلاب اسلامي به وقوع پيوست. اولين عمل انقلابي در همه انقلابها، سرنگون كردن هيئت حاكمه و برقراري نظام جديد بر اساس ايدئولوژي يا مذهب است و همه انقلابيها، وقتي آغاز ميشوند كه فساد اخلاقي، اجتماعي، اقتصادي، بيعدالتي، دروغ، ريا و وابستگي حكومت به قدرتهاي خارجي به اوج ميرسد و مردم در فشار قرار ميگيرند و فقر در بين اقشار كهتر و متوسط جامعه همه گير ميشود و از آنها سلب هويت ميشود يا اعتقادات ديني، مذهبي و ناسيوناليستي، مورد بيتوجهي و بياعتنايي حكام قرار ميگيرد كه در آن صورت ايثارها و از خودگذشتگيها چرخش انقلاب را بسيار سريعتر ميكنند. انقلاب، بعد از آن كه مستقر شد در همه شئون اجتماعي تأثير ميگذارد، فلسفه و آرمانهايي كه موجب وقوع انقلاب شدهاند در جامعه مينشيند و ميتواند طرز تفكر اكثريت جامعه را عوض كند يا تغيير دهد و در جهتي مثبت و متعالي رهنمون شود و اما چه هنرهايي ميتوانند در القاي اهداف و فلسفه انقلاب كمك كنند و انقلاب چه تأثيري ميتواند بر پيشرفت و نوآوري در جامعه داشته باشد؟ هنرها و به خصوص هنرهاي اجتماعي مانند سينما و تئاتر ميتوانند بزرگترين نقش را در جهت آگاه كردن مردم داشته باشند و زمينه انقلاب را به وجود آورند همان طور كه ميتوانند بعد از استقرار انقلاب با آموزشهاي مداوم و برملا كردن انحرافها در تداوم و حفظ آرمانهاي انساني و معنوي انقلاب كمك كنند. در بحبوحه انقلاب از شعر، سرود، گرافيك، خطاطي، عكاسي، نقاشيهاي ديواري و تئاتر خياباني كه هنرهاي انفرادي هستند و توليد آنها سريعتر و سادهتر انجام ميگيرد استفاده ميشود و پس از استقرار كامل انقلاب و آرامش نسبي است كه هنرهاي اجتماعي مثل تئاتر و سينما كه وقت بيشتري براي توليد، لازم دارند مورد استفاده قرار ميگيرند. البته هنرهاي نقاشي، مجسمهسازي و عكاسي جزء هنرهاي ثبت كننده جريانهاي انقلاب به شمار ميآيند. ما در اين جا به تئاتر ميپردازيم. تئاتر هنري جامع و محل تلاقي همه هنرهاي ادبي، زباني، تجسمي، موسيقي، نورپردازي، طراحي لباس، معماري، بازيگري و كارگرداني است و همان طور كه زنده اجرا ميشود مخاطب حاضر نيز ميطلبد. از آن جا كه اساس تئاتر را متن نمايش تشكيل ميدهد و متن همان ابزاري است كه براي بيان فلسفه مورد استفاده قرار ميگيرد، در نتيجه بهترين وسيله براي تبليغ، توضيح و اشاعه افكار و عقايد فلسفي، اخلاقي و در نتيجه ديني است و البته مبلغ مذهبي هم ميتواند باشد اگر به بيراهه و كوره راههاي خرافي كشانده نشود كه در آن صورت از هر نوع فلسفهاي به دور خواهد ماند. ميدانيم كه اصل و اساس تئاتر به خصوص در غرب، بيان مسائل ديني و فلسفي بوده است كه بعدها استفاده از داستانها و قصههاي مذهبي نيز در آنها رواج پيدا كرد و آن چه كه امروز باقيمانده در همه كشورها با هر موقعيت سياسي، مذهبي، اقتصادي، نژادي و فرهنگي كه باشند، مورد پذيرش است. تئاتر فلسفي آنهاست كه هر چند اغلب بيان كننده مسائل عاطفي هم هستند چون براساس منطق و عقل جان گرفتهاند، ماندگارند و قابل استفاده براي همه ابناي بشر. بنابراين تئاتر يوناني در قرنهاي قبل از ميلاد و تئاتر اروپاي غربي و مركزي از قرن هفده بيشتر تئاتر فلسفي و يا با نگاه فلسفي به وجود آمدهاند، كه البته شايد منطقه جغرافيايي و آب و هوايي اروپا بيتأثير نبوده است. قبل و در جريان انقلاب تئاتر معمولاً احساسي و شعاري ميتواند باشد و نويسندگان و كارگردانان چندان به انديشههاي فلسفي نميپردازند. بعد از انقلاب، بديهي است كه تا مدتي به روايت انقلاب، جانفشانيها، ايثارها و رنجهاي اين دوره ميپردازند كه در واقع تاريخ انقلاب ميشود. اما حالا وقت آن است كه بر اساس عقل و منطق به فلسفه انقلاب، تفسير آرمانها و دور كردن زوائد و خرافات از آن، پرداخته شود تا اصل آنها بر اذهان بنشيند و دفاع از آنها براي ملتي كه ديگر در حالت احساسي و هيجاني شديد نيست، توجيه پذير باشد. هنرمندان آگاه و متعهد تئاتر به خصوص در قرون اخير در جهان و در سالهاي اخير در كشور ما در انقلاب نقش قابل توجهي داشتهاند. همان طور كه تئاتر در اروپا در ظهور رنسانس بسيار موثر بوده است. نقش تئاتر هر چند اندك، در انقلاب مشروطه فراموش نشدني است و نقش آن را در سالهاي دهه پنجاه در آگاه كردن مردم و به خصوص نمايشهايي از قبيل ابوذر نوشته دكتر علي شريعتي را در جهت جلب توجه، جوانان به مذهب، نبايد از ياد برد. براي سير فكري انسان، سه دوره را مشخص مينمايند. دوره اول را با عنوان دوره حسي ميشناسند. جايي كه بشر با دنياي پيرامونش رابطهاي حسي را تجربه ميكند و با مينوي كردن دنياي گيتوي و گيتوي كردن دنياي مينوي، تلاش ميكند به شناخت از دنياي پيرامون برسد و افسانهها شكل ميگيرند. افسانه را تايلور همزادگرايي يا جان گرايي بشر با دنياي پيرامونش و يا نظامي سمبوليك و نمادين، تعريف كرده است. به گفته رودلف بولتمن اسطوره، زبان حاكم بر جهان مبتني بر زمان و مكان را به كار گرفته تا روايتگر جهان ذهني انسان باشد.(1) و ماكس مولر افسانه يا اسطوره را بيماري زبان قوم آريايي دانسته است. دوره دوم، سير انسان از رابطه حسي به رابطهاي حسي ـ عقلي، موجب پيدايش فلسفه گرديد. شناخت، روندي استدلالي پيدا نمود و به حيطهها انتزاع كشيده شد. آقاي محمد، ضميران در كتاب گذر از جهان اسطوره به فلسفه مينويسد: با حضور انديشه فلسفي در يونان باستان، اولين دگرگوني اساسي در بنياد و ساختار برداشت اساطيري پديدار گشت. البته در ابتدا، انديشه فلسفي هنوز پيوندهاي خود را با سنت اساطيري حفظ كرده بود، اما با ظهور كاوشگران طبيعت(فيزيولوگها) رفته رفته روش استدلال منطقي جانشين برداشتهاي اساطيري گرديد. خرد يوناني يا لوگوس فلسفي در اواسط سدههاي هشتم و هفتم پيش از ميلاد و در بستر رويكرد اساطيري تولد يافت.» (2) دوره سوم: در تحول سير فكري، دورهاي است صرفاً عقلي. انسان به وسيله كشف و شهود به شناخت ميرسد و ميتوانيم آن را دوره علم بناميم. فريزر مينويسد: فرهنگ از مرحله جادو به دين سير نموده و از آن جا به آستانه دانش جديد قدم نهاد. (3) آئين: روشي نمايشي است كه انسان در دوره افسانه، به كار ميگرفت تا بتواند بر دنياي پيرامونش تأثير بگذارد. حركت افسانه به فلسفه و آئين به تئاتر، همزمان ايجاد شده است. فلسفه و تئاتر نه چون دو همزاد، اما ر يك بستر به وجود آمدهاند. در بررسي تاريخ فلسفه يونان اين نزديكي را ميتوان در وابستگي ميان اولين نمايشنامهنويسان با فيلسوفان پيدا نمود. فراموش نكنيم كه اولين نظريهپرداز تئاتر، پيش از هر عنوان يك فيلسوف نامدار است و در مورد پيوند فلسفه و تئاتر گفتهاي از ارسطو تأييد كننده موضوع ميباشد. [...] شعر[تراژدي]، فلسفيتر از تاريخ و مقامش بالاتر از آن است. (4) سير افسانه به فلسفه باعث ميگردد كه موضوع تحقيق، از طبيعت و جهان در افسانه به ذهنيت شناسنده در فلسفه معطوف گردد. پروتاگوراس با اعلام اين شعار كه انسان در مركز همه پديدههاست در واقع محور انديشه را از پديدههاي طبيعي به جانب وجود آدمي چرخاند. همچنين سوفوكل نيز هنگامي كه صريحاً اعلام مينمود معجزه در عالم كم نيست اما هيچ يك عظيمتر از انسان نيست از همين تعبير تأثير پذيرفته بود. (آنتيگون، 332) (5) زماني كه به اين سير فلسفي مينگريم و موضوعات آن را بررسي مينماييم، تشابه غيرقابل انكاري با ايدههايي كه در نمايشهاي كلاسيك يونان مطرح شدهاند، مييابيم. عدالت، شرافت، فضيلت و شجاعت؛ واژههايي بودند كه فيلسوفان يونان تلاش ميكردهاند، تعريفي دوباره از آنها به دست آورند و همين ايدهها، دغدغه اصلي تراژدي نويسان يونان قرار گرفت. اشيل به عنوان نخستين تراژدينويس شناخته شده، موضوع تراژديهايش درگيري بين خدايان و نيمه خدايان هنوز به دنياي افسانهاي نزديك است. سوفوكل، رابطه انسان با خدايان، تا به رسد به اوريپيد كه تمركز ار بر انسان قرار ميدهد. سير طي شده از افسانه، قابل تطبيق است با سيري كه آئين و نمايش با تئاتر طي ميكند. (6) بعضي معتقدند كه در تاريخ تئاتر ايران، مشكل، نداشتن تئاتر با تعريف ارسطويي نيست، بلكه نگذراندن دوره سير فكري از افسانه به فلسفه، باعث شكل نگرفتن كامل اين هنر است. جريان نوگراي مشروطه، تنها يك انقلاب سياسي نبود. بلكه، انقلاب فكري هم بود. سيري كه جامعه ايران را از شكل سنتي(نه تماماً اما ميتوان آن را تا حدودي همان سير حسي شناسايي كرد) به شكلي نو(كه ميتوان آن را سير حسي ـ عقلي) دانست درآورد. اما براي آفريدن تئاتري فلسفي چه بايد كرد: ابتدا بايد به اين تعريف فلسفه توجه كنيم: واژه فلسفه، در فرهنگ ادبي روبر به زبان فرانسه، اين چنين تعريف شده است:«مجموعه مطالعات و پژوهشهاي مبتني بر عقل و استدلال، با هدف درك عامل اوليه، واقعيت مطلق و همچنين اساس ارزشهاي انساني و در نظر گرفتن مسائل در بالاترين درجه كليت آنهاست. بنا بر اين بايد آرمانهاي انقلاب را مبتني بر عقل و استدلال در قالب نمايشنامه درآوريم و از حد بزرگنمايي و اغراق هنري تجاوز كنيم و ارزشهاي انساني: شجاعت، صداقت، پاكي و درستي، ايثار و احترام به قانون و عدالت، اعتقاد به اين كه خداوند همه موهبتها: عقل، هوش، توانايي فكري و جسمي به ما داده است تا در كنار يكديگر در صلح و صفا و برادري و برابري زندگي كنيم و نه تنها علم بلكه هنرها را در جهت آرمانهاي انساني و ديني متحول سازيم و با در انداختن طرحهايي نو در آنها دگرگونيهاي مثبت به وجود آوريم. در اين جا لازم ميدانم از تحول و انقلاب در همه هنرها به طور كلي سخن گويم: هنر، در طول تاريخ، تغييرات كمي و كيفي فراواني به خود ديده است به طوري كه هيچ كس نميتواند منكر اين واقعيت شود كه هنر، خود نمايشي از تغيير دائم است و شواهد اين دگرگوني، پيوسته در نمايشگاهها و موزههاي هنر، به وفور به چشم ميخورد اما صاحب نظران در تفسير اين تغييرات و نتايج آنها با هم اختلاف نظر دارند و در اين مورد تاكنون به توافق نرسيدهاند. تغييرات هنري ميتوانند به دو صورت تحولي و انقلابي پيش آيند. اما قبل از آن كه به توضيح هر يك از اين انواع تحوي و انقلابي در جريان گسترش عمومي هنر بپردازيم، لازم است معنايي را كه براي آنها قائليم تعريف كنيم. تحول، جريان بطئي تغيير است كه ناگزير بر دگرگونيهاي اساسي و جهشهاي بزرگ در جريان ظهور يك پديده از هر نوع كه باشد مقدم است. حتي اگر تغيير هنري را به عنوان تجلي رشد و گسترش مسائل اجتماعي هم در نظر بگيريم، باز ميبينيم كه تحول بر انقلاب مقدم است. البته ذكر اين نكته كه تحول قبل از بروز تغييرات اساسي كيفي وجود دارد به آن معني نيست كه تحول همواره به تغييرات كمي اساسي منتهي ميشود. با اين همه در بررسي مراحل تكاملي هنر و به كمك اين مفهوم، امكان بيشتري براي تشريح تغييرات شكلهاي كيفي در هنر وجود خواهد داشت. يك معناي آن چه كه گفتيم آن است كه تحول نميتواند مانع جهشهاي كيفي و ظهور كيفيات جديد باشد و يا جهشهاي انقلابي را بپوشاند بلكه همواره به عنوان پيش زمينهاي براي آن، حضوري ضروري خواهد داشت. يك نكته ديگر هم كاملاً روشن است: ظهور هر كيفيت نوين در هنر را، لزوماً نبايد انقلابي در امر خلاقيت هنري يا در بازسازي اساسي هنر به حساب آورد. در عين حال مطمئناً نميتوان توسعه هنر را همواره پيامدي از يك جهش انقلابي دانست. در واقع توسعه هنر، گاه در شكلي تحولي و گاه به صورتي انقلابي پيش ميآيد و نفي هر يك از اين دو صورت براي تأييد آن ديگر، اشتباه محض است. براي مثال نقاشي سنتي ايران يعني مينياتور كه ميراث شاهزادگان مغولي است سالها طول كشيد تا تحول پيدا كرد و چهرههاي مغولي با چشمهاي بادامي و تنگ، به چهرههاي پارسي با چشماني درشت درآمد. اما تقريباً در يك جهش انقلابي و تحت تأثير انقلاب مذهبي ايران، شكل و محتواي مينياتور به يكباره دگرگون شد كه نمونه آن مينياتورهاي استاد فرشچيان است كه تفاوتي چشمگير، هم از لحاظ رنگ و شكل و هم از لحاظ محتوا با مجالس پير و شاهد و شراب و شخصيتهاي چشم بادامي دارند. نكته ديگر به دو مفهوم سادگي و پيچيدگي تغييرات مربوط ميشود. توسعه هنر همواره و لزوماً به معني پيچيدهتر شدن آن نيست. هنر، مانند همه پيدههاي ديگر اجتماعي كه توسعه آنها احتياج به دورههاي طولاني تاريخي دارد، جهشها و تغييرات اساسي و كيفي بسياري به خود ديده كه همه خصوصيات آن را به طور غير منتظرهاي دگرگون ساختهاند. اما اينها هيچ يك به معني قبول عامل"پيچيدگي" به عنوان يك معيار نيست زيرا آثار هنري پيچيده هميشه از آثار هنري ساده بهتر نيستد و اگر چه پيچيدگي ميتواند خاصيتي پيش برنده داشته باشد اما اين امكان هم وجود دارد كه در جهت قهقرايي سير نمايد. تحول گرايان بيش از حد خوشبين هستند و به طرزي غير منطقي به بهبود اجتناب ناپذير و خود جوش هنر اعتقاد دارند. از اينها گذشته، گرايش به پيچيدگي، قانون كلي نظام تحولات طبيعي هم نيست. با تكيه بر استنتاجها اگر توسعه هنر و توسعه طبيعت را با هم قياس كنيم، خواهيم ديد كه فيلهاي ماموت يا دايناسورها(با ارگانهاي پيچيده خود) از بين رفتهاند در حالي كه آميبها هنوز هم زندهاند. در اين جا پرسشي نيز پيش ميآيد: آيا پيچيده شدن هنر را بايد پديدهاي پيش برنده دانست و يا به عكس آن را امري واپسگرا تلقي كرد؟ براي پاسخ دادن به اين پرسش لازم است كه نه تنها به جنبه كمي بلكه به جنبه كيفي اين پيچيدگي، هم در شكل و هم در محتواي هنر، توجه نماييم. چرا كه اگر تنها به جنبه كمي هنر عنايت شود، ديگر امكان روشن كردن مسئله پيشرفت وجود نخواهد داشت و گاهي حتي خطر رسيدن به نتايج گمرا | ||||






.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)


.jpg)

